

داستان درباره زنی زیرک و پرتلاش به نام Natalie Maccabee است که بعد از مرگ همسرش از تلاش دست بر نمیدارد و در سنای آمریکا پیشرفت میکند تا جایی که به اولین نایب رییس جمهور زن تاریخ آمریکا تبدیل میشود. او در کارش با چالش های زیادی روبرو میشود به همین خاطر پروژه ای فوق سری بنام Agent X را راه اندازی می کند که وظیفه محافظت از سازمان در زمان بحران را برعهده دارد...


کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه ...


دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...


داستان این سریال از یک اتاق شروع می شود گابریل برن در نقش یک روانشناس روی یک صندلی نشسته و دختری با چشمان اشک بار جلوی آن . از همان ابتدا متوجه میشویم که این یک جلسه روان درمانی است ، که بیمار در آن صحبت می کند و دکتر به حرفهایش گوش می دهد . در این سریال نیز همین اتفاق می افتد و دختر پریشان احوال زندگی خود را تعریف می کند .