
در شهر کوچکی به نام "آمریتا"، "ریکی دی"، یک زن جوان و آرمانپرداز، برخوردی ناگهانی با "تریپ لوی"، یک نقاش شیطانی و اغواگر دارد. این دو عاشق یکدیگر میشوند، اما تریپ به عنوان یک نقاش مشهور و غمگین با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. روابط و احساسات پیچیده بین این دو شخصیت، با زمینههای هنری و عاطفی، این فیلم را به یک سفر درونی و پر از احساسات تبدیل میکند که با مشکلات و چالشهای زندگی هنری و انسانی مواجه میشود.

«سالواتوره/توتو» کودکی عاشق فیلم و سینماست. تنها تفریح او رفتن به سینما و بازی با نگاتیوهاست. این موضوع باعث شکل گیری رابطهای عمیق بین او و آپاراتچی تنهای سینما پارادیزو، «آلفردو» میشود. توتو در یک شرط بندی بر سر آموختن فنون پخش فیلم و کار با دستگاه آپارات برنده میشود. بعدها او به خاطر حادثه ای که برای آلفردو رخ میدهد آپاراتچی سینما میشود، تا اینکه دختر زیبایی را میبیند و سخت به او دل میبندد اما ...