
"نواک" پیمانکاری لهستانی به همراهی گروهی کارگر به لندن می رود تا نیروی ارزان قیمت برای کار در یک پایگاه دولتی فراهم آورد.او باید پروژه و گروهش را مدیریت کند در حالیکه آنان با وسوسه غرب،تنهایی و دوری از خانواده هایشان روبرو هستند.او تنها فردی در گروه است که می تواند انگلیسی صحبت کند و از همین قابلیتش به عنوان ابزاری در برابر گروهش استفاده می کند...

پاریس،سال ۱۹۳۴."ویکتوریا گرنت" نمتواند کاری به عنوان خوانندگی برای خود پیدا کند.او پول کافی برای مهیا کردن غذا و سرپناه برای خود را ندارد."تاد"نیز به سرنوشتی مانند او دچار می شود و از کار خود اخراج می شود.برای حل مشکل هر دوشان،"تاد" با ایده ای نزد "ویکتوریا" می آید."ویکتوریا" با مدیریت "تاد" تظاهر کند یک مرد است و...

دو دانشجوي امريکايي - «ديويد کسلر» (نوتن) و «جک گودمن» (دان) - در سفري تفريحي به لندن، در بيشه زاري خلوت مورد حمله ي گرگي قرار مي گيرند. «جک» از پا در مي آيد و «ديويد» به سختي مجروح و در بيمارستان بستري مي شود. «جک» با حالتي تغيير شکل يافته به ملاقات «ديويد» مي آيد و به او مي گويد که پس از چندي به گرگ نما بدل خواهد شد.