"دمین" با مادر پزشک اش "ماریان" زندگی میکند و پدرش در ارتش مشغول به خدمت است. "دمین" با پسری بنام "توماس" مشکل دارد که اتفاقاً بیمار مادرش است. تا اینکه یک روز مادر "دمین" از "توماس" دعوت می کند که پیش آنها بیاید و با آنها زندگی کند...
پس از سالها دوری، "آریل" به بوینس آیرس بازمیگردد و تلاش میکند دوباره با پدرش که یک بنیاد خیریه تاسیس کرده، ارتباط برقرار کند. در همین میان او با دختری به نام "اوا" آشنا میشود که در بنیاد خیریه پدرش مشغول به کار است...
دختر یک مرد ثروتمند کارگزار املاک با یک مرد جوان ازدواج می کند و طولی نمیکشد که عشقشات در هم میشکند و مرد جوان متوجه اختلاف گرایش جنسی همسرش می شود و ..
یک نوجوان آشفته که شب ها در خواب راه می رود، یک شب تصمیم میگیرد به خودش دوربین ببندد تا بفهمد شب ها که در خواب راه می رود دقیقاً رفتارش چگونه است که در نهایت پس از انجام این کار متوجه حقیقت شومی درونش می شود...
یک دیدار اتفاقی در شب هالویین باعث می شود یک سرآشپز عاشق زنی زیبا و البته مرموز شود. وسواس او باعث میشود همراه آن زن به پاریس برود، اما او خبر از نیت شوم آن زن ندارد...
فیلم داستان "چوئی" یک بازیگر کُرهی جنوبی بهمراه همسرِ کارگردانش "شین" می باشد که هر کدام به صورت جداگانه ربوده و نزد رهبر دیکتاتور کُرهی شمالی "کیم جونگ-ایل" برده شدند. "کیم" این دو را مجبور کرد تا صنعت فیلمسازی کُرهی شمالی را توسعه دهند...