

این سریال دربارهی خاندان مدیچی است. خاندان مدیچی که ابتدا بانکدار بودند ، در مدت کوتاهی به جمع قدرت مداران بزرگ و نجیب زادگان پیوستند و نفوذشان نه تنها ایتالیا ، بلکه کل اروپا را متحول کرد. صعود این خاندان از تاجرانی ساده به قدرتمندترین افراد ایتالیا موجب انفلاب فرهنگی و اقتصادی در اروپا شد. خاندان مدیچی با استفاده از قدرت و منابع گسترده ، تفکرات سنتی را به چالش کشیدند و باعث طلوع عصر جدیدی در علم و هنر شدند و البته در این راه لیستی از دشمنان قدرتمند را برای خود درست کردند و...


داستان سریال در نقطه ای دور دست از جهان هستی روی می دهد، جایی که تمدن بشری دیگری بصورت مجموعه ای از سیاره ها که با نام دوازده کولونی شناخته می شوند مشغول به حیات است. در حال حاضر این نسل از بشر در حال جنگ با سایلون هاست؛موجوداتی که در واقع از همان رباتهایی پدید آمده اند که سالها پیش انسانها خود آنها را آفریده بودند و اکنون این رباتها که به سطح پیشرفته ای از هوش و فناوری رسیده اند با تکنیک های خاص به جنگ با انسانها برخواسته اند و به طوری ناگهانی در صدد جنگ با انسانها بر می آیند و بدین ترتیب با انفجار هسته ای تمامی دوازده سیاره را نابود می کنند و با جنگ فضایی تمامی سفینه های انسانها را نیز از بین می برند. اما سفینه ی فضایی گالاکتیکا تنها سفینه ای ست که نجات پیدا می کند...


استاد جاسوس گرگ و میش در کاری که میخواهد مخفیانه در مأموریتهای خطرناک به نام دنیایی بهتر انجام دهد، بهترین است. اما زمانی که او وظیفه نهایی غیرممکن را دریافت می کند - ازدواج کند و بچه دار شود - ممکن است بالاخره در سر او باشد! گرگ و میش کسی نیست که به دیگران وابسته باشد، کارش را برای او انجام میدهد و همسر و فرزندی را برای مأموریتش برای نفوذ به یک مدرسه خصوصی نخبگان به دست میآورد. چیزی که او نمی داند این است که همسری که انتخاب کرده یک قاتل است و فرزندی که او به فرزندی قبول کرده یک تله پات است!


داستان این سریال زیبا که از سال ۱۸۶۰ شروع می شود ، درباره شخصی به نام کلن بوهمن است . او یک سرباز سابق اتحادیه آمریکایی است که به دنبال جریان قتل همسرش می رود.او به نبراسکای غربی یعنی جایی که “جهنم متحرک” نامیده می شود می رود ، شهری که به بی عدالتی و بی قانونی مشهور است این شهر در حال ساختن راه آهن به سمت اقیانوس آرام است و وقتی قبیله ای برای نابودی خط آهن اقدام می کند، همه چیز پیچیده تر می شود…


کانگ جی وون، یک بیمار سرطانی لاعلاج، پس از اینکه شاهد رابطه نامشروع آنها بود، توسط شوهر و بهترین دوستش کشته شد. او ۱۰ سال قبل از حادثه از خواب بیدار می شود و تصمیم می گیرد با کمک یو جی هیوک، مدیر شرکتی که در آن کار می کند، انتقام بگیرد. اکنون، او باید سرنوشت خود را پس بگیرد و زباله ها را از زندگی خود حذف کند.