دو سال پس از نابودیهایی که عروسک M۳GAN به بار آورد، سازندهاش، جما، برای مقابله با آملیا، سلاحی پیشرفته که توسط یک شرکت دفاعی رقیب ساخته شده و از تکنولوژی M۳GAN دزدی شده، مجبور میشود دوباره M۳GAN را فعال کند.
این حماسه اکشن تاریخی، بر زندگی هاسودا هیوعه متمرکز است؛ مردی که رهبری شورشی را در دوران موروماچی بر عهده داشت. او در کیوتو، گروهی از شورشیان را جمعآوری میکند تا دست به قیامی بیسابقه علیه حکومت بزند.
دورا، دیهگو و دوستان جدیدشان دل به جنگل خطرناک آمازون میزنند و در رقابتی تنگاتنگ میکوشند تا گنج افسانهای سول دورادو (خورشید طلایی) را قبل از اینکه نیروهای شرور قدرت عظیم آن را به دست آورند، کشف کنند.
مدیا و خانوادهاش در مراسم عروسی شتابزده تیفانی در باهاما شرکت میکنند. تنشها بالا میگیرد؛ زیرا تیفانی به نامزدش، زاویر، شک میکند و مادرش نیز بهطور عجیبی رفتار میکند که سوءظنهایی را درباره مشروعیت این ازدواج برمیانگیزد.
یک پدر و پسر، که به عنوان اعضای گروه افراطگرای ضد دولتی «شهروندان مستقل» شناخته میشوند، در یک رویارویی با فرمانده پلیس قرار میگیرند. این درگیری به یک عملیات تعقیب و گریز گسترده برای یافتن آنها منجر میشود.
یک زوج، سلیم و تاسیا، در حال آماده شدن برای عروسیشان هستند. با این حال، برنامههای شاد آنها زمانی به هم میریزد که خاله سلیم، تنها نسبت خونی او، میمیرد.
یک مامور مافیا در آخرین کارش پیش از ترک گروه، دچار مشکل میشود. او که یک پلیس سابق است، تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش را از شهر خارج کند تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند.
یک گروه فیلمبرداری که در کلبهای دورافتاده گرفتار شدهاند، خود را تحت تعقیب سه مرد نقابدار مییابند. این افراد نقابدار به خوبی با جنگل خلوت و تمام رفتوآمد گروه آشنا هستند.