
شهر پسييک در نيوجرزي. »مايک« (دف) در مغازه کرايه ي فيلم (هاي VHS) به نام »لطفا سر کنيد« کار مي کند. در غياب صاحب مغازه (گلاور) دوست »مايک«، »جري« (بلک) ناخواسته باعث پاک شدن تمام فيلم ها مي شود. در اين جا »مايک« و »جري« تصميم مي گيرند براي جلب رضايت مشتريان، به خصوص »خانم فيلويچ« (فارو) خود به بازسازي فيلم هاي پاک شده اقدام کنند.

دالاس، تگزاس. بن گاروی مجرم سابق اینک کارگری سخت کوش و همسر و پدری مهربان است و زندگی ساده ای و بی دغدغه ای را با همسرش لیزا و دخترش کیتی می گذراند. تا اینکه یک شب برادرش ریک از راه می رسد. ریک که تازه از زندان آزاد شده به او پیشنهاد انجام کاری پولساز می کند. ریک رد می کند...

دانشگاه آکسفورد. دانشجوي امريکايي، «مارتين» (وود) نتوانسته کاري کند تا رياضيدان نامدار انگليسي، «آرتور سلدم» (هرت) بپذيرد که استاد راهنمايش باشد. با اين همه اين دو، خيلي زود، درگير حل معماي سري قتل هايي مي شوند که ظاهرا بر مبناي نشانه ها و تئوري هاي رياضي انجام مي شوند...