یه فیلم از کوروساوا دیدم، در مورد چند نفر هستن که بهترین خاطرات آدم هایی که مردن رو بازسازی می کنند تا بعد از مرگ تو اون خاطرات زندگی کنن، کسی اسم فیلم رو میدونه؟
2
tohid.rahimzaadeh
۸ سال پیش
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصا شمار یارا
5
mostafa.esp70
۸ سال پیش
زندگی کوتاه است دوشیزگان عاشق شوید، پیش از آن که شکوفه های خونین لبهایتان پژمرده شود، پیش از آن که غلیان احساس در درونتان سرد گردد چون هیچ کدامتان از فردا با خبر نیست
زندگی کوتاه است دوشیزگان عاشق شوید، پیش از آن که گیسوان سیاهتان رو به سپیدی رود، و شعله‌های قلبتان به سوسو افتد و بمیرد چون امروز برای هیچ کس باز نخواهد گشت ...
9
amirhoushiar
۸ سال پیش
لوح ها و تقدیرنامه ها رو باید به سطل زباله سپرد. اگه درختی نکاشتی یعنی زندگی نکردی . . .
3
montazer11087
۹ سال پیش
فیلمی بد از کوراساوا.. در فیلمنامه حفره وجود داره و به همین دلیل در اجرا هم موفق نیست..
2
johnny9874563210
۹ سال پیش
این فیلم هم مثل بقیه فیلم های کوروساوا فرم قوی نداره همانطور که قبلا هم گفتم فرم نقش نردبان و محتوا نقش انسان بالای نردبان را ایفا میکنه و اگه نردبان (فرم) ضعیف باشه محتوا (اسنان ) کله پا میشه و این انفاقی هست که تو این فیلم افتاده و نزاشته تبدیل به شاهکار بشه
3
saeed.hajivand72
۹ سال پیش
آخر این فیلم منو یاده ،فیلم (دوازده مرد خشمگین) انداخت...
5
boy_queen
۹ سال پیش
برای بیان فیلم و تاثیر فیلم بر مخاطب روشهای متفاوتی وجود دارد که گاهی به یک متد یا سبک برای کارگردان تبدیل میشود،گاهی از سوسپانس بهره گرفته میشود،گاهی از درام های چند خطی یا تریلر استفاده میشود و قس الی هذه...،،که این روشها همواره جذب مخاطب بهتری داشته و تاثیر بیشتری بر مخاطب عام دارد.اما گاهی کارگردان دست به خطر زده از روش تک خطی یا روایی برای بیان داستان بهره میگیرد،اینگونه فیلم از حالت داستانی صرف خارج شده و حالت رئال و مستند به خود میگیرد و به ذات زندگی و جامعه نزدیکتر میشود.این روش شانس سقوط فیلم به ورطه اطناب و یکنواختی ،و خستگی و کسالت برای مخاطب بهمراه دارد.ولی یک کارگردان پرتوان با استفاده از تکنیکهای مختلف و صد البته فیلم نامه قوی و مونتاژ خوب شانس این را دارد که به فیلم غنایی دو چندان ببخشد و با نزدیک شذن به ذات زندگی ،مخاطب را به شدت تحت تاثیر قرار دهد،چون دیگر بیننده با خود فیلم زندگی میکند و احساس جدایی از فیلم ندارد.در این سبک بی شک در ژاپن اوزو پیشتاز است.با روشی بظاهر ساده ولی قوی و محکم به پیش میتازد،با خود زنذگی،عواطف،احساسات فردی و جمعی ،روابط خانوادگی و اجتماعی یکی میشود و شفاف و زلال بیننده را در خود قرو میبرد.ikiru بی شک یکی از همین جنس فیلمهاست،چنان ماهرانه توسط کوروساوا پرداخت میشود که در انتها از تاثیر عمیق آن بر مخاطب شگفتزده می شویم.برای مخاطب عام بی شک فیلمهای سامورایی کوروساوا دلنشین تر است،ولی مخاطب خاص نیک میداند که ساختن فیلمی چون ikiru چقدر برای کارگردان سخت تر است،چون در فضایی بی تعلیق،بی فراز و فرود و تنها روایی و مستندگونه،جذب مخاطب تا انتهای قیلم چقدر دشوار است.
29
ahmad.noori3
۹ سال پیش
مردن آسان است، اما زندگی کردن سخت!
در اولین نما کارگردان اصیل ژاپنی، غده‌ی سرطانی را نشان ما می‌دهد. و داستان را به ساده‌ترین وجه ممکن شروع می‌کند. خیلی راحت و به سرعت از بخش کنار آمدن شخصیت با مرگ می‌گذرد. (حتا در همین سکانس هم غم دیگری وجود دارد که شخصیت را بیشتر از مرگ آزار می‌دهد و آن، بی‌احترامی پسرش است.) اما مسئله‌ای که در ادامه‌ی فیلم مطرح می‌شود این است که حالا... حالا پس از سی سال خوش‌خدمتی که باعث شده [طبق گفته‌ی راوی داستان] واتانابه فقط «زنده باشد ولی زندگی نکند»، چگونه می‌توان زندگی کرد؟ چگونه می‌توان بهترین پایان برای زندگی را رقم زد؟ و در نهایت، چیزی که پس از ما می‌ماند چیست؟ آیا دیگران هم تلنگری می‌خورند؟ یا همان روند قبل را ادامه می‌دهند؟
این فیلم پر است از چیزهایی که به یاد می‌ماند... کارگردانی کوروساوا که نیاز به گفتن ندارد، امضای او پای هر فیلم، خودش گویای همه چیز هست. اما موسیقی داستان... تدوین آن و صد البته بازی بی‌نظیر تاکاشی شیمورا هم هیچ‌گاه از یاد نخواهد رفت... نمایی تحول شخصیت، با آواز «Happy birthday to you...» فراموش نشدنی است...
و بهتر از همه سکانس پایانی فیلم و مجلس ختم، کوروساوا با این‌کار مخاطب را هم مثل کسانی که مدت زمانی با واتانابه زندگی کرده‌اند، به مجلس ختم او می‌برد و اجازه می‌دهد حضوری فعال داشته باشد و در میان سگ‌مستی‌هایی که می‌خواهند حقیقت را فراموش کنند، تصمیمی برای زندگی آینده‌ی خود بگیرد...
1
tirtak44
۱۰ سال پیش
درباره انسان و مدرنیته بی نظیر بود
2
arminkheradmand2136
۱۰ سال پیش
کنجی واتانابه .... احتمالا پدر کن واتانابه بوده :دی
4
mehdi.taheri007
۱۰ سال پیش
فیلمی که کوروساوا در آن به یکی از مهمترین دغدغه های ذهنی بشر که به آن ایمان داره ولی فراموشش میکنه یعنی مرگ میپردازه. پدیده ای که در همیشه تاریخ مرموز بوده.عده ای به شدت از آن ترس دارند و عده ای با شجاعت و در راه هدفشون به استقبال اون رفتن. هیچکس نمیدونه در شرایطش چه واکنشی از خودش نشون میده. وتنابه(شخصیت اصلی فیلم) اول دچار ترس و سرخوردگی میشه.به خوش گذرونی و رقاصی و رفتن به جاهای بدنام میپردازه. بعد با دیدن اون دخترک سرخوش به دنبال خلا زندگیش که هیچوقت دنبالش نرفته یعنی شادی و سرزندگی میره و به حال دخترک غیطه میخوره. و درنهایت با قبول مرگ به دنبال این میره که یه اثر خوب از خودش به جا بذاره و در این راه شجاعانه از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنه. بازی خوب بازیگر اصلی باورپذیره. فضای ژاپن بعد از جنگ جهانی در فیلم بخوبی نمایانه. شاید اگر کوروساوا بجای اون سکانس طولانی مراسم عزاداری،زبان روایی دگری رو انتخاب میکرد فیلم در لحظاتی از ریتم نمیفتاد. اما اون یکی از اساتید مسلم سینماست و دیدن فیلمی انسانی از او همیشه دلنشینه.
1
emadnaderi1
۱۰ سال پیش
فیلمش فضای شاعرانه ای داره مخصوصا اونجا که رو تاب نشسته و برف میاد و شعر میخونه اما فیلمای سامورایی کوروساوا یه چیز دیگه است....
2
alishakeri.manutd
۱۰ سال پیش
فقط آشوب .......
23
ebiverdiani
۱۰ سال پیش
فیلم عالیه . من اگر کاره ای بودم تو تمام ادارات این فیلم رو برای کارمندای دولت پخش میکردم
8
Javad.M
۱۰ سال پیش
اگر بخوایم فیلم های کوروساوای بزرگ رو به دو دسته ی خوب و خوب تر تقسیم کنیم این فیلم در دسته ی خوب ها قرار میگیره. سکانس آخر فیلم کمی ضعیف بود حداقل از نظر من ایرانی,میشد از این بهتر باشه.بشخصه فیلم های سامورایی استاد رو بیشتر دوست دارم,واسه منی که تقریبا بیشتر فیلمهاش رو دیدم دیدن این فیلم هم تجربه ی خوبی بود.
17
pure.girl27
۱۰ سال پیش
کوروساوا گفته که ساختن این فیلم حاصل تفکرات عمیقش روی مساله مرگ بوده: «...فکر میکنم چگونه میتوانم نفس آخر را تاب بیاورم؟ پس از این گونه زیستن، جداشدن از آن را تاب بیاورم؟ حس میکنم خیلی کارها مانده که باید انجام دهم. بعد در فکر فرو میروم، اما غمگین نمیشوم.»
4
darius1364
۱۰ سال پیش
خیلی خوشحالم ک این فیلم انقدر دیده شده. این فیلم رو چند ساله پیش دیدم و یکی از بهترین فیلم های زندگیمه.
1
newsmstop
۱۱ سال پیش
واقعا قشنگه
7
ha.taghizadeh90
۱۱ سال پیش
در واقع به این فیلم به چشم درس زندگی نگاه می کنم. توی یه بخش هایی ( مثل دیالوگ هایی که بین پزشک و پرستاران توی مطب رد وبدل میشه و چند بخش دیگه ) این موضوع برای بیننده تداعی می شه که واقعا اگه ما جای شخصیت اصلی داستان بودیم چیکار میکردیم! این فیلم برای آدمها مثل یه تذکره... یه تلنگر
7
ha.taghizadeh90
۱۱ سال پیش
اون تیکه از فیلم که ترانه " زندگی کوتاهه " رو توی کافه خوند خیلی به دلم نشست. فیلم خیلی خوب و پرمحتوایی بود. از طرفی هم حرف اجتماعی داشت هم سیاسی و هم انسانی. فقط یه ایرادی که به نظر من داشت این بود که مجلس آخر فیلم گیرایی نیمه اول فیلم رو نداشت ولی مفهوم خوبی داشت. بعضی از دیالوگ های اون بخش رو خوب درک نکردم. شاید این به خاطر اختلاف فرهنگ ها یا نقص ترجمه بوده...نمیدونم. ولی در کل محتوای فیلم اونقدر دلنشین بود که حتما این فیلم برام جزو فیلم های موندگار خواهد بود
5
mzn.mahdi
۱۱ سال پیش
کل زیبایی فیلم و بزرگی اسم کوروساوا یه طرف، مجلس آخر فیلم یه طرف. عالی بود.
3
masoodmahmoodvand
۱۱ سال پیش
بهترین فیلم از نظر محتوا .
3
deli835
۱۱ سال پیش
از اون فیلماست که بعد از دیدنش میتونی قدرت سینما رو حس کنی.بازیه پیرمرد عالی بود.اگه دنبال فیلم ارزشی و با معنا میگردی حتما ببینش.
5
saeeddada11
۱۱ سال پیش
فیلم های کورو ساوا رو به دو بخش آثار قدیمی سامورایی و آثار جدید (البته منظورم بیشتر مفهوم بود نه اسامی) تقسیم میکنن که البته شهرتش بیشتر بخاطر سبک و فیلم های سامورایی هست.
ولی دیدن این فیلم نیز خالی از لطف نیست، سبک ساده زندگی ژاپنی رو به همراه روزمرگی های همیشگی بسیار زیبا به تصویر کشیده.
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
یه فیلم از کوروساوا دیدم، در مورد چند نفر هستن که بهترین خاطرات آدم هایی که مردن رو بازسازی می کنند تا بعد از مرگ تو اون خاطرات زندگی کنن، کسی اسم فیلم رو میدونه؟
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصا شمار یارا
زندگی کوتاه است
دوشیزگان عاشق شوید،
پیش از آن که شکوفه های خونین لبهایتان پژمرده شود،
پیش از آن که غلیان احساس در درونتان سرد گردد
چون هیچ کدامتان از فردا با خبر نیست
زندگی کوتاه است
دوشیزگان عاشق شوید،
پیش از آن که گیسوان سیاهتان رو به سپیدی رود،
و شعله‌های قلبتان به سوسو افتد و بمیرد
چون امروز برای هیچ کس باز نخواهد گشت ...
لوح ها و تقدیرنامه ها رو باید به سطل زباله سپرد.
اگه درختی نکاشتی یعنی زندگی نکردی . . .
فیلمی بد از کوراساوا..
در فیلمنامه حفره وجود داره و به همین دلیل در اجرا هم موفق نیست..
این فیلم هم مثل بقیه فیلم های کوروساوا فرم قوی نداره همانطور که قبلا هم گفتم فرم نقش نردبان و محتوا نقش انسان بالای نردبان را ایفا میکنه و اگه نردبان (فرم) ضعیف باشه محتوا (اسنان ) کله پا میشه و این انفاقی هست که تو این فیلم افتاده و نزاشته تبدیل به شاهکار بشه
آخر این فیلم منو یاده ،فیلم (دوازده مرد خشمگین) انداخت...
برای بیان فیلم و تاثیر فیلم بر مخاطب روشهای متفاوتی وجود دارد که گاهی به یک متد یا سبک برای کارگردان تبدیل میشود،گاهی از سوسپانس بهره گرفته میشود،گاهی از درام های چند خطی یا تریلر استفاده میشود و قس الی هذه...،،که این روشها همواره جذب مخاطب بهتری داشته و تاثیر بیشتری بر مخاطب عام دارد.اما گاهی کارگردان دست به خطر زده از روش تک خطی یا روایی برای بیان داستان بهره میگیرد،اینگونه فیلم از حالت داستانی صرف خارج شده و حالت رئال و مستند به خود میگیرد و به ذات زندگی و جامعه نزدیکتر میشود.این روش شانس سقوط فیلم به ورطه اطناب و یکنواختی ،و خستگی و کسالت برای مخاطب بهمراه دارد.ولی یک کارگردان پرتوان با استفاده از تکنیکهای مختلف و صد البته فیلم نامه قوی و مونتاژ خوب شانس این را دارد که به فیلم غنایی دو چندان ببخشد و با نزدیک شذن به ذات زندگی ،مخاطب را به شدت تحت تاثیر قرار دهد،چون دیگر بیننده با خود فیلم زندگی میکند و احساس جدایی از فیلم ندارد.در این سبک بی شک در ژاپن اوزو پیشتاز است.با روشی بظاهر ساده ولی قوی و محکم به پیش میتازد،با خود زنذگی،عواطف،احساسات فردی و جمعی ،روابط خانوادگی و اجتماعی یکی میشود و شفاف و زلال بیننده را در خود قرو میبرد.ikiru بی شک یکی از همین جنس فیلمهاست،چنان ماهرانه توسط کوروساوا پرداخت میشود که در انتها از تاثیر عمیق آن بر مخاطب شگفتزده می شویم.برای مخاطب عام بی شک فیلمهای سامورایی کوروساوا دلنشین تر است،ولی مخاطب خاص نیک میداند که ساختن فیلمی چون ikiru چقدر برای کارگردان سخت تر است،چون در فضایی بی تعلیق،بی فراز و فرود و تنها روایی و مستندگونه،جذب مخاطب تا انتهای قیلم چقدر دشوار است.
مردن آسان است، اما زندگی کردن سخت!
در اولین نما کارگردان اصیل ژاپنی، غده‌ی سرطانی را نشان ما می‌دهد. و داستان را به ساده‌ترین وجه ممکن شروع می‌کند. خیلی راحت و به سرعت از بخش کنار آمدن شخصیت با مرگ می‌گذرد. (حتا در همین سکانس هم غم دیگری وجود دارد که شخصیت را بیشتر از مرگ آزار می‌دهد و آن، بی‌احترامی پسرش است.)
اما مسئله‌ای که در ادامه‌ی فیلم مطرح می‌شود این است که حالا... حالا پس از سی سال خوش‌خدمتی که باعث شده [طبق گفته‌ی راوی داستان] واتانابه فقط «زنده باشد ولی زندگی نکند»، چگونه می‌توان زندگی کرد؟ چگونه می‌توان بهترین پایان برای زندگی را رقم زد؟
و در نهایت، چیزی که پس از ما می‌ماند چیست؟ آیا دیگران هم تلنگری می‌خورند؟ یا همان روند قبل را ادامه می‌دهند؟
این فیلم پر است از چیزهایی که به یاد می‌ماند...
کارگردانی کوروساوا که نیاز به گفتن ندارد، امضای او پای هر فیلم، خودش گویای همه چیز هست.
اما موسیقی داستان... تدوین آن و صد البته بازی بی‌نظیر تاکاشی شیمورا هم هیچ‌گاه از یاد نخواهد رفت...
نمایی تحول شخصیت، با آواز «Happy birthday to you...» فراموش نشدنی است...
و بهتر از همه سکانس پایانی فیلم و مجلس ختم، کوروساوا با این‌کار مخاطب را هم مثل کسانی که مدت زمانی با واتانابه زندگی کرده‌اند، به مجلس ختم او می‌برد و اجازه می‌دهد حضوری فعال داشته باشد و در میان سگ‌مستی‌هایی که می‌خواهند حقیقت را فراموش کنند، تصمیمی برای زندگی آینده‌ی خود بگیرد...
درباره انسان و مدرنیته بی نظیر بود
کنجی واتانابه .... احتمالا پدر کن واتانابه بوده :دی
فیلمی که کوروساوا در آن به یکی از مهمترین دغدغه های ذهنی بشر که به آن ایمان داره ولی فراموشش میکنه یعنی مرگ میپردازه.
پدیده ای که در همیشه تاریخ مرموز بوده.عده ای به شدت از آن ترس دارند و عده ای با شجاعت و در راه هدفشون به استقبال اون رفتن.
هیچکس نمیدونه در شرایطش چه واکنشی از خودش نشون میده.
وتنابه(شخصیت اصلی فیلم) اول دچار ترس و سرخوردگی میشه.به خوش گذرونی و رقاصی و رفتن به جاهای بدنام میپردازه.
بعد با دیدن اون دخترک سرخوش به دنبال خلا زندگیش که هیچوقت دنبالش نرفته یعنی شادی و سرزندگی میره و به حال دخترک غیطه میخوره.
و درنهایت با قبول مرگ به دنبال این میره که یه اثر خوب از خودش به جا بذاره و در این راه شجاعانه از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنه.
بازی خوب بازیگر اصلی باورپذیره.
فضای ژاپن بعد از جنگ جهانی در فیلم بخوبی نمایانه.
شاید اگر کوروساوا بجای اون سکانس طولانی مراسم عزاداری،زبان روایی دگری رو انتخاب میکرد فیلم در لحظاتی از ریتم نمیفتاد.
اما اون یکی از اساتید مسلم سینماست و دیدن فیلمی انسانی از او همیشه دلنشینه.
فیلمش فضای شاعرانه ای داره مخصوصا اونجا که رو تاب نشسته و برف میاد و شعر میخونه اما فیلمای سامورایی کوروساوا یه چیز دیگه است....
فقط آشوب .......
فیلم عالیه . من اگر کاره ای بودم تو تمام ادارات این فیلم رو برای کارمندای دولت پخش میکردم
اگر بخوایم فیلم های کوروساوای بزرگ رو به دو دسته ی خوب و خوب تر تقسیم کنیم این فیلم در دسته ی خوب ها قرار میگیره.
سکانس آخر فیلم کمی ضعیف بود حداقل از نظر من ایرانی,میشد از این بهتر باشه.بشخصه فیلم های سامورایی استاد رو بیشتر دوست دارم,واسه منی که تقریبا بیشتر فیلمهاش رو دیدم دیدن این فیلم هم تجربه ی خوبی بود.
کوروساوا گفته که ساختن این فیلم حاصل تفکرات عمیقش روی مساله مرگ بوده: «...فکر میکنم چگونه میتوانم نفس آخر را تاب بیاورم؟ پس از این گونه زیستن، جداشدن از آن را تاب بیاورم؟ حس میکنم خیلی کارها مانده که باید انجام دهم. بعد در فکر فرو میروم، اما غمگین نمیشوم.»
خیلی خوشحالم ک این فیلم انقدر دیده شده.
این فیلم رو چند ساله پیش دیدم و یکی از بهترین فیلم های زندگیمه.
واقعا قشنگه
در واقع به این فیلم به چشم درس زندگی نگاه می کنم. توی یه بخش هایی ( مثل دیالوگ هایی که بین پزشک و پرستاران توی مطب رد وبدل میشه و چند بخش دیگه ) این موضوع برای بیننده تداعی می شه که واقعا اگه ما جای شخصیت اصلی داستان بودیم چیکار میکردیم! این فیلم برای آدمها مثل یه تذکره... یه تلنگر
اون تیکه از فیلم که ترانه " زندگی کوتاهه " رو توی کافه خوند خیلی به دلم نشست. فیلم خیلی خوب و پرمحتوایی بود. از طرفی هم حرف اجتماعی داشت هم سیاسی و هم انسانی. فقط یه ایرادی که به نظر من داشت این بود که مجلس آخر فیلم گیرایی نیمه اول فیلم رو نداشت ولی مفهوم خوبی داشت. بعضی از دیالوگ های اون بخش رو خوب درک نکردم. شاید این به خاطر اختلاف فرهنگ ها یا نقص ترجمه بوده...نمیدونم. ولی در کل محتوای فیلم اونقدر دلنشین بود که حتما این فیلم برام جزو فیلم های موندگار خواهد بود
کل زیبایی فیلم و بزرگی اسم کوروساوا یه طرف، مجلس آخر فیلم یه طرف. عالی بود.
بهترین فیلم از نظر محتوا .
از اون فیلماست که بعد از دیدنش میتونی قدرت سینما رو حس کنی.بازیه پیرمرد عالی بود.اگه دنبال فیلم ارزشی و با معنا میگردی حتما ببینش.
فیلم های کورو ساوا رو به دو بخش آثار قدیمی سامورایی و آثار جدید (البته منظورم بیشتر مفهوم بود نه اسامی) تقسیم میکنن که البته شهرتش بیشتر بخاطر سبک و فیلم های سامورایی هست.
ولی دیدن این فیلم نیز خالی از لطف نیست، سبک ساده زندگی ژاپنی رو به همراه روزمرگی های همیشگی بسیار زیبا به تصویر کشیده.