براي من كه خيليييي فيلم خسته كننده و حوصله سر بر بود
0
arman6297
۸ سال پیش
اعصابم خورد شد هم میخواستم فیلم و بزنم جلو هم نه تو این دوگانگی تا آخر فیلم موندم کلا فیلمای جالبی نمیسازه این کارگردان
0
pooria.babayi
۸ سال پیش
دیالوگ ها خوب،فضای فیلم هم حس خوبی به آدم میده.قطعا باید خیلی بیشتر قدر دوران جوانی رو دونست.این فیلم به خوبی نشون داد که مثلا یه فوتبالیست یه رهبر ارکست یه کارگردان بعد بازنشستگی چقدر تنهاست و چقدر دلش برای دوران کارش تنگ میشه. امتیاز ۸
0
سامان صیادی
۸ سال پیش
از دیدناین فیلم لذت بردم
1
hamid.canpie
۸ سال پیش
تنها در یک جمله میشه این فیلم باشکوه رو خلاصه کرد..... در جستجوی زمان از دست رفته
0
ali.masoumi1995
۹ سال پیش
فیلم عالیهههه خیلی خوبه
2
silvermoonstone123
۹ سال پیش
بهترین فیلم سال ۲۰۱۵
0
mirmatinr
۹ سال پیش
بعضی فیلما هست نمیشه کلمه پیدا کرد ک توصیفش کنه, کل فیلم تورو تو یه خلصه ی شیرین می بره؛ واقعا لذت بردم
0
saeedkhazaee95
۹ سال پیش
به شخصه آهنگی که اول فیلم بود رو بیشتر دوست داشتم از لوکیشن ها نهایت استفاده شده بود دیالوگ ها بسیار عمیق بود
1
masoudabdi63
۹ سال پیش
این فیلم فوق العاده زیباست. درس بزرگی در زندگی به همه ما میده. تماشای این فیلم رو از دست ندید. بهش ۸ میدم..
2
rosso.1983
۹ سال پیش
انگار یه قدم زدن نرم نرمک باشه،قشنگ لذت بردم
14
ALIREZA TAVALLAIE
۹ سال پیش
#نظری_کوتاه_بر_جوانی آخرین فیلم سورنتینو اثری ایست وزین همچون زیبای باشکوه اش،فیلمی پر از قاب های زیبا و ناب که چشم انسان را نوازش داده و لب را به تحسین میگشاید. فیلمی در ستایش جوانی، در ستایش عمر. جوانی زبان هنر است،زبان هنرمندانی که در دنیای خودشان مچاله شده اند و دیگر توان همسان سازی اش با جهان پیرامون را ندارند.جهانی مملو از حسرت ها و البته داشته هایی قابل اتکا. گذشته ای پشت سر و آینده ای موهوم. آدم های فیلم سورنتینو قالبا در انتهای مسیر هستند و صبورانه جرعه های آخر جام زندگی را مزه مزه میکنند،و کارگردان هم با ریتمی بعضا کند همراهشان میشود تا تماشاگر اش نیز این لحظات ناب زندگی را مزه مزه کند. سورنتینو در انتخاب بازیگران اش هم به حق موفق بوده.مایکل کین و هاروی کیتل بازی های درخشانی ارائه میدهند و نقش کاملا برویشان نشسته‌است، حتی جین فوندا هم در همان دو سکانس بسیار درخشان است. میزانسن های سورنتینو کم نقص است،به طوری که در اکثر پلان ها دوربین دقیقا همان جایی است که باید باشد،زیرا فیلم بیش از آنکه با دیالوگ سخن بگوید به زبان تصویر حرف میزند. اما بزرگترین ضعف فیلم همینجاست.سورنتینو به عکس خساست در استفاده از دیالوگ، در استفاده از مونولوگ دست و دلباز است.مونولوگ های گل درشتی که بعضا از فیلم بیرون میزند و آدم هایی از ناکجا آباد پیدایشان میشود و یک جمله ی فلسفی زیبا نثار تماشاگر میکنند! در آخر نمیتوان از تدوین عالی فیلم گذشت،شاید اوج زیبایی تدوین در انتهای فیلم باشد،آنجا که خواننده سوپرانوی کره ای مشغول اجرای قطعه های آسان است و ناگهان دوربین با تدوینی سریع نمایی بسته از صاحب واقعی آن قطعه رانشانمان میدهد،در حزن انگیز ترین شرایط ممکن اش!
15
shiva
۹ سال پیش
دیالوگ ها و لوکیشن ها و موسیقی و البته سکانس پایانی فیلم فوق العاده بودند.... همونطور که دوستان گفتند فیلم رو میشه خلاصه کرد در تقابل و...احساس...
تمام چیزی که در پایان به یاد خواهیم اورد احساساتمان است....تمام چیزی که برایمان به یادگار خواهد ماند....
2
Iman Razeghi
۹ سال پیش
یک شاهکار، پس از سالها!
1
1
۹ سال پیش
Yani man nesfe filmayi ke didam paul dano toosh boode!
8
mka_lim2000
۹ سال پیش
در این فیلم آدم ها مدام ترس و نفرتشون رو از معمولی بودن، هنر پاپ و میانمایگی نشون می دهند.این آدم ها وقتی هم می خوابند کابوس ستاره های دون مایه ی تلویزیونی رو می بینند... اما مشکل اینه که شیوه ی سورنتینو در به تصویر کشیدن وقایع دقیقا مثل شیوه تصویری ای است که از اون نفرت داره... تصویرهای این فیلم همون رابطه ای رو با مخاطب برقرار می کنند که همون شوی تلویزیونی در کابوس ریچل وایس. تصاویر کارت پستالی از طبیعت، چشم چرانی دوربین وقتی به بدن های بدقواره نگاه می کنه، لذتش از غرق شدن در همون گونه دکوپاژهای همون شوهای تلویزیونی...مشکل همین تناقضه که این فیلم رو فخرفروشانه کرده... نخوت روشنفکرانه ای که مدام فریاد میزنه، عاشق فرهنگ والا و موسیقی کلاسیکه و از هنر و آدم معمولی نفرت داره اما در عمل از همون شیوه تصویری بی مایه لذت می بره و در اون سهیم میشه... شاید در پاسخ این انتقاد بشه گفت نگاه سورنتینو فخرفروشانه نیست بلکه نقادی از خوده... اما نکته اینجاست که این هنر میزانسنه که نقادی رو ممکن می کنه. خب، در نگاه سورنتینو، هیچ چیزی وجود نداره که به این تصویرهای مصرفی امکان تامل رو تزریق کنه....به نظر میرسه این شیوه ی درهم‌ و برهم و التقاطی سورنتینو دقیقا جاهایی جواب میده که خود فیلمساز فاصله ‌ی معناداری با مصالحش میگیره. مثلِ نگاهش به قدرت و سیاست معاصر ایتالیا در ال دیوو... اما برعکس در نمونه‌ای مثل این فیلم و نبود ظرافت‌های کنایی یا فاصله‌گذارانه اونچه باقی می مونه یه فیلمه که با دیالوگ‌های گل ‌درشتش نخوت روشنفکرانه و ترسش از ملال و روزمرگی‌ و پیری رو فریاد میزنه و همزمان در میانمایگی دقیقا همون ‌جنس تصویرها و میزانسن غرق میشه و از اون لذت میبره!
1
mohsen.sharafodin
۹ سال پیش
نمره منتقدین رو بروز کنید. ۶۴ شده نه ۷۸
1
امین
۹ سال پیش
فیلم خسته کننده نبود بار معناییه زیادی داشت ...بیشتر درگیر دیالوگ های فلسفی،کارکترهای زیاد و روابط جالب اونهامیشید نمیگم شاهکاره....اما قطعا اگر نمیدیدمش یه چیزی از دست داده بودم تصویربرداری عاااالیه...موسیقی هم عالیه
3
shahryar90zartosht
۹ سال پیش
بعد از دیدن فیلم چنان حس خوبی داشتم که مدتها بود بعد از تماشای یک اثر سینمایی تجربه نکرده بودم، کم نقص و دلنشین بود.
11
mohammadreza Ozlat
۹ سال پیش
این متن شامل نکاتیست که باید بعد از تماشای فیلم خوانده شوند
فیلم,فیلم تقابل است.....تقابل پیری و جوانی,تقابل زشتی و زیبایی,تقابل درد و لذت که در پی هم می آیند,تقابل نزدیکی در جوانی و دست نیافتنی بودن در پیریست فیلم,فیلم قطعات ساده ی فرد است که گهگاهی به گوشش میرسند,گویی یاد آور میشوند که باید درباره ی خودمان فکر کنیم فیلم,فیلم خداوندگار فوتبال است,حال آنکه دیگر قدم زدن هم برایش سخت شده و گوشه ای نشسته,با حسرت گذشته را میبیند و به آینده فکر میکند اما با همه ی اینها,فیلم,فیلم میل و احساس نیز هست.شاید همین میل و احساس باشد که رابطه ی آن پیرزن و پیر مرد را که با هم صحبت نمیکنند,به آن شکل درآورده..... میل و احساس است که باعث میشود میک لحظه ای که دوچرخه سواری آموختهرا تا ابد به خاطر داشته باشد....احساس خوب رفاقت است که میک و فرد فقط چیزهای خوب را به هم میگویند.و دختر ماساژور که از روی میل و علاقه میرقصد.و به راستی که همانطور که جیمی میگوید,میل بسیار پاک,بسیار خالص,غیر ممکن و غیر اخلاقیست ولی هیچکدام اهمیتی ندارند زیرا همین میل و رغبتمان است که ما را زنده نگه میدارد و همین احساس است که مرد را به پرواز در می آورد و مارادونا را مجبور میکند با آن شرایط جسمی بدی که دارد,به نگاه های حسرت بارش به توپ تنیس پایان دهد و به نوعی پا به توپ شود....و احساسات است که باعث میشود لیدا ترس را کنار بزند و به کوهنوردی برود,و همین احساس درونی فرد است که او را وادار به نواختن و رهبری ارکستر میکند,گاهی با کاغذ شکلات و گاهی با گله گاو ها.و در نهایت همین احساس است که فرد را به دیدار همسرش میکشاند و دوباره رهبری ارکستر را به دست بگیرد و همین احساس است که خواندن زن قرمز پوش در نگاه فرد,چون خواندن همسر خودش تداعی شود و جنان به نظر می آید که گویی واقعا همسر فرد در لحظات پایانی عمرش و از روی احساس,قطعه ی ساده را می خوانده و در پایان فرد درمیابد که احساسات آنطور که فکر میکرده,زیاده روی شده نیستند و به حرف میک میرسد که احساسات تمام چیزیست که ما داریم . . و به راستی که احساساست تمام چیزیست که ما داریم
4
silvermoonstone123
۹ سال پیش
درود بر سورنتینو .که نشون داد در سال ۲۰۱۵ هم میشه فیلمی ساخت که در عین مستقل بودن حال و هوای فلینی و شاهکارش زندگی شیرین رو داشته باشه
1
REZA.O
۹ سال پیش
نمره ۷ دادم . نیمه اول فیلم لایق نمره ۹ بود ولی نیمه دوم به شدت افت کرد . به نظر من دیالوگای خیلی خوبی تو این فیلم هست وگرنه دنبال چیز دیگه ای توش نباشید...
3
samabrisham
۹ سال پیش
زیباترین توصیفی که از جوانی و پیری دیدم از سازنده فیلمی مثل زیبایی بزرگ انتظار همچین اثری رو باید داشت بسیار زیبا و چشم نواز - پر از دیالوگ های عمیق - فراتر از یک فیلم ارجاع های کم نظیری که هرروز در زندگی شاهد هستیم و به سادگی از کنارشون می گذریم و پایان بندی که نفس رو در سینه حبس می کند
2
hassan khakpour
۹ سال پیش
داستانی درباره کشمکش بی پایان بین عمر و جوانی ، گذشته و آینده ، مرگ و زندگی ، خیانت و تهعد ... این فیلم جوایز متعدد بسیاری برده است ... لحظات لذت بخش زیادی با این فیلم داشتم ... فکر نکنم کسی از دیدن این فیلم پشیمون بشه ... ولی قطعا مورد پسند هرکسی هم واقع نخواهد شد
6
محمدر رضا خسن نژاد
۹ سال پیش
در طول تماشای فیلم از خود میپرسی فیلم چه میخواهد بگوید؟ یا فیلم درباره ی چیست؟. شاید درباره ی همه جیز , شاید درباره ی هیچ چیز اما با خود میگویی آیا فیلم ها را باید دید تا پیامی گرفت؟ آیا فیلم ها نمی توانند تجربه های دیداری صرف باشند؟ نمایش باشند نه داستان های آموزنده اخلاقی؟ اینکه برای کارکرد سینما پیام محوری قائل شویم به نظرم تنزل شأن سینماست. سینما بیش از هر چیزی هنری تصویریست نه بر داستان متکی است نه بر پیام {هر چند میتواند حاوی ان باشد} .به نظر من بخشی از سینما پیام دادن است نه همه ی آن.
این فیلم در جشنواره ی کن امسال حواشی زیادی داشت و مانند “دریای درختان” به کارگردانی گاس ون سنت با بازی متیو مکاناهی توسط خبرنگاران هو شد با این حال، وضع “جوانی” به مراتب بهتر از “دریای درختان” بود و طرفداران دوآتشه سورنتینو به همان اندازه که مخالفان این فیلم را هو کردند آن را تشویق کردند. از سوی دیگر، مخالفان حداقل تا تمام شدن تیتراژ پایانی فیلم صبر کردند و وقتی صفحه سیاه شد، تعدادی از اهالی رسانه از گوشه و کنار سالن با صدای بلند آن را هو کردند. موافقان هم با دست زدن و فریاد “براوو!” فیلم را تشویق کردند.
“جوانی” به لحاظ سبک شباهت زیادی به “زیبایی بزرگ” دارد. آن فیلم هم درباره مردی است که با فشارها، احساس تاسف و پاداش‌های زندگی در مرکز توجه روبروست. تعدادی از منتقدان نیز این فیلم را با “ابرهای سیلس ماریا” رقیب سال گذشته نخل طلا مقایسه کردند. داستان آن فیلم هم در آلپ روی می‌دهد و نگاهی بدبیانه به صنعت سرگرمی دارد.
با این که فیلم فقط در هتل و گهگاهی در بیرون و اطراف آن اتفاق میافتد ولی فیلم از نظر بصری یک تجربه ی فوق العاده زیباست و هرگز شما را ناامید نمی کند.
بازی بازیگران زیبا و گیراست و گل سرسبد آن ها Michael Caine و Harvey Keitel میباشند و Rachel Weisz و Paul Dano هم بازی های قابل قبولی را از خود ارائه داده اند.
دیالوگ ها و موسیقی فیلم فوق العاده زبیا هستند و گهگاهی پا را فرا تر نیز میگذارند.
شاید مهم ترین نقطه ی قوت فیلم کارگردان ایتالیایی و خوش ذوق Paolo Sorrentino باشد کسی که با فیم The Great Beauty نشان داد که کارگردان توانایی هست و بدون شک فرزند خلف سینمای فللینی ، روسلینی و آنتیونیونی است.
بدون شک این فیلم یکی از فیلم های بسیار خوب امسال بود و دیدنش خالی از لطف نیست.
امتیاز : ۸.۳ از ۱۰
موفق باشید
5
alixxamadeo
۹ سال پیش
لایه اول روح : N/A . لایه دوم : ۵/۱۰ . لایه سوم : ۲/۱۰ . هدف : لایه سوم (تضاد خواستن و نخواستن(توانستن و نخواستن خواستن و نتوانستن)). فیلمساز یا کارگردانی که فکر کند برای فیلم در لایه سوم یا بهتر بگیم فیلم هنری باید از داستان و هیجان(نه لزوماً عینی) فیلم کاست و بر نمایش احساسات عمیق و دیالوگ های زیبا افزود کاملاً در اشتباه است . اشتباهی که در این فیلم با آن روبروییم.اولین و مهمترین اصل فیلم، چه فیلم چرت اکشن تخیلی، چه فیلم هنری زیبای، داستان و داستان و باز هم داستان است.تمام حال و هوای بازیگر ، شخصیت پردازی ، دیالوگ های زیبا و ... بدون تعریف کردن یک داستان همگرا دوزار نمی ارزد.در این فیلم تمام خرده اتفاق ها یا شخصیت هایی که با آنها روبرو میشویم نیاز مند یک قصه یا یک هسته ی مرکزی هستند که متاسفانه خبری از آن نیست و فقط دیالوگ های خوب و بعضاً عالی بهمراه احساسات اکثراً بدون علت میبینیم که باعث دوری ما از شخصیت ها میشود.ختم کلم : ۴ یا ۵ اتاق بسیار زیبا و بزرگ متصل به هم به وسیله یک لابیِ زپرتیِ موشک خورده یِ سیمخاردار کشیده شده که رفت و آمد به اتاق ها را غیر ممکن میکند.
2
drrminshz
۹ سال پیش
فیلم صرفا در مورد حسرت گذشته نیست بیشتر در مورد زندگی هست.شخصیت هایی که توی یک هتل هستن و هر کدوم توی یه مرحله از زندگی و با یه هدف خاص.همه یه چیزی توی زندگیشون رو از دست دادن... از مارادونا گرفته تا کوهنورد و کارگردان و بازیگر و ... تقابل ترس و اشتیاق برای رسیدن به آرزوها و دوباره پیدا کردن خودشون به قول جیمی (یاول دانو) : i want to talk about my desire,your desire, so pure, so impossible, so immoral, but it doesn#۰۳۹;t matter,because that#۰۳۹;s what makes us alive بعد از tree of life بهترین فیلمی هست که از ۲۰۱۰ به بعد دبدم
2
muhammadi.masoud
۹ سال پیش
پائولو سورنتینو از معدود دلایلی که هنوز هم سینما جذابیت داره. استفاده‎ی درست از محیط، موزیک و خصوصن شروع ها و پایان های دوست داشتنیش از دلایل خوب درآمدن فیلم هاش هست.
5
sepanta.akbar.arya
۹ سال پیش
سورنسینو کارگردان خیلی خوبیه سه کارگردان ۴۵ ساله هستن که تو ایران فقط یکی شونو می شناسن ، نولان ، توماس اندرسون ، سورنسینو که این سه تا کارشون درسته ولی سورنسینو رو هیچکی نمی شناسه !!! و واقعاً من کاراشو بهتر از نولان می دونم این فیلم یه جورایی مثل فیلم زیبایی بزرگه ، ولی این بهتره ، نویسنده گی فیلم های سورنسینو خیلی عالیه محیط فیلم خیلی قشنگ درست شده به راحتی می تونی بگی این ...فیلم جز بهترین های امساله . موزیک فیلم خیلی فوق العاده ست ... با گذشت چند سکانس به راحتی می تونی شخصیت ها رو بشناسی و این قدرت سورنسینو رو نشون می ده ...شخصیت پردازی عالی
6
mehtism
۹ سال پیش
مارادونا هم تو فیلم هست :)))))
البته نقششو رالی سرانو بازی می کنه ;)
5
shashaparsi
۹ سال پیش
چی میشه گفت در ستایش این شاهکار؟چه خوبه که تو این برهوت دنیای سینما،سورنتینویی هست تا ما را با سینمای پر از زیبایی اش مهمان کنه.....
1
Saeedhachemizade
۹ سال پیش
خیلی خوب بود. من که خیلی دوست داشتم. مایکل کین هم احتمالاً کاندید اسکار شه
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
براي من كه خيليييي فيلم خسته كننده و حوصله سر بر بود
اعصابم خورد شد هم میخواستم فیلم و بزنم جلو هم نه تو این دوگانگی تا آخر فیلم موندم کلا فیلمای جالبی نمیسازه این کارگردان
دیالوگ ها خوب،فضای فیلم هم حس خوبی به آدم میده.قطعا باید خیلی بیشتر قدر دوران جوانی رو دونست.این فیلم به خوبی نشون داد که مثلا یه فوتبالیست یه رهبر ارکست یه کارگردان بعد بازنشستگی چقدر تنهاست و چقدر دلش برای دوران کارش تنگ میشه.
امتیاز ۸
از دیدناین فیلم لذت بردم
تنها در یک جمله میشه این فیلم باشکوه رو خلاصه کرد.....
در جستجوی زمان از دست رفته
فیلم عالیهههه خیلی خوبه
بهترین فیلم سال ۲۰۱۵
بعضی فیلما هست نمیشه کلمه پیدا کرد ک توصیفش کنه, کل فیلم تورو تو یه خلصه ی شیرین می بره؛ واقعا لذت بردم
به شخصه آهنگی که اول فیلم بود رو بیشتر دوست داشتم
از لوکیشن ها نهایت استفاده شده بود
دیالوگ ها بسیار عمیق بود
این فیلم فوق العاده زیباست. درس بزرگی در زندگی به همه ما میده. تماشای این فیلم رو از دست ندید. بهش ۸ میدم..
انگار یه قدم زدن نرم نرمک باشه،قشنگ لذت بردم
#نظری_کوتاه_بر_جوانی
آخرین فیلم سورنتینو اثری ایست وزین همچون زیبای باشکوه اش،فیلمی پر از قاب های زیبا و ناب که چشم انسان را نوازش داده و لب را به تحسین میگشاید.
فیلمی در ستایش جوانی، در ستایش عمر.
جوانی زبان هنر است،زبان هنرمندانی که در دنیای خودشان مچاله شده اند و دیگر توان همسان سازی اش با جهان پیرامون را ندارند.جهانی مملو از حسرت ها و البته داشته هایی قابل اتکا. گذشته ای پشت سر و آینده ای موهوم.
آدم های فیلم سورنتینو قالبا در انتهای مسیر هستند و صبورانه جرعه های آخر جام زندگی را مزه مزه میکنند،و کارگردان هم با ریتمی بعضا کند همراهشان میشود تا تماشاگر اش نیز این لحظات ناب زندگی را مزه مزه کند.
سورنتینو در انتخاب بازیگران اش هم به حق موفق بوده.مایکل کین و هاروی کیتل بازی های درخشانی ارائه میدهند و نقش کاملا برویشان نشسته‌است، حتی جین فوندا هم در همان دو سکانس بسیار درخشان است.
میزانسن های سورنتینو کم نقص است،به طوری که در اکثر پلان ها دوربین دقیقا همان جایی است که باید باشد،زیرا فیلم بیش از آنکه با دیالوگ سخن بگوید به زبان تصویر حرف میزند.
اما بزرگترین ضعف فیلم همینجاست.سورنتینو به عکس خساست در استفاده از دیالوگ، در استفاده از مونولوگ دست و دلباز است.مونولوگ های گل درشتی که بعضا از فیلم بیرون میزند و آدم هایی از ناکجا آباد پیدایشان میشود و یک جمله ی فلسفی زیبا نثار تماشاگر میکنند!
در آخر نمیتوان از تدوین عالی فیلم گذشت،شاید اوج زیبایی تدوین در انتهای فیلم باشد،آنجا که خواننده سوپرانوی کره ای مشغول اجرای قطعه های آسان است و ناگهان دوربین با تدوینی سریع نمایی بسته از صاحب واقعی آن قطعه رانشانمان میدهد،در حزن انگیز ترین شرایط ممکن اش!
دیالوگ ها و لوکیشن ها و موسیقی و البته سکانس پایانی فیلم فوق العاده بودند....
همونطور که دوستان گفتند فیلم رو میشه خلاصه کرد در تقابل و...احساس...
تمام چیزی که در پایان به یاد خواهیم اورد احساساتمان است....تمام چیزی که برایمان به یادگار خواهد ماند....
یک شاهکار، پس از سالها!
Yani man nesfe filmayi ke didam paul dano toosh boode!
در این فیلم آدم ها مدام ترس و نفرتشون رو از معمولی بودن، هنر پاپ و میانمایگی نشون می دهند.این آدم ها وقتی هم می خوابند کابوس ستاره های دون مایه ی تلویزیونی رو می بینند... اما مشکل اینه که شیوه ی سورنتینو در به تصویر کشیدن وقایع دقیقا مثل شیوه تصویری ای است که از اون نفرت داره... تصویرهای این فیلم همون رابطه ای رو با مخاطب برقرار می کنند که همون شوی تلویزیونی در کابوس ریچل وایس. تصاویر کارت پستالی از طبیعت، چشم چرانی دوربین وقتی به بدن های بدقواره نگاه می کنه، لذتش از غرق شدن در همون گونه دکوپاژهای همون شوهای تلویزیونی...مشکل همین تناقضه که این فیلم رو فخرفروشانه کرده... نخوت روشنفکرانه ای که مدام فریاد میزنه، عاشق فرهنگ والا و موسیقی کلاسیکه و از هنر و آدم معمولی نفرت داره اما در عمل از همون شیوه تصویری بی مایه لذت می بره و در اون سهیم میشه... شاید در پاسخ این انتقاد بشه گفت نگاه سورنتینو فخرفروشانه نیست بلکه نقادی از خوده... اما نکته اینجاست که این هنر میزانسنه که نقادی رو ممکن می کنه. خب، در نگاه سورنتینو، هیچ چیزی وجود نداره که به این تصویرهای مصرفی امکان تامل رو تزریق کنه....به نظر میرسه این شیوه ی درهم‌ و برهم و التقاطی سورنتینو دقیقا جاهایی جواب میده که خود فیلمساز فاصله ‌ی معناداری با مصالحش میگیره. مثلِ نگاهش به قدرت و سیاست معاصر ایتالیا در ال دیوو... اما برعکس در نمونه‌ای مثل این فیلم و نبود ظرافت‌های کنایی یا فاصله‌گذارانه اونچه باقی می مونه یه فیلمه که با دیالوگ‌های گل ‌درشتش نخوت روشنفکرانه و ترسش از ملال و روزمرگی‌ و پیری رو فریاد میزنه و همزمان در میانمایگی دقیقا همون ‌جنس تصویرها و میزانسن غرق میشه و از اون لذت میبره!
نمره منتقدین رو بروز کنید. ۶۴ شده نه ۷۸
فیلم خسته کننده نبود
بار معناییه زیادی داشت ...بیشتر درگیر دیالوگ های فلسفی،کارکترهای زیاد و روابط جالب اونهامیشید
نمیگم شاهکاره....اما قطعا اگر نمیدیدمش یه چیزی از دست داده بودم
تصویربرداری عاااالیه...موسیقی هم عالیه
بعد از دیدن فیلم چنان حس خوبی داشتم که مدتها بود بعد از تماشای یک اثر سینمایی تجربه نکرده بودم، کم نقص و دلنشین بود.
این متن شامل نکاتیست که باید بعد از تماشای فیلم خوانده شوند
فیلم,فیلم تقابل است.....تقابل پیری و جوانی,تقابل زشتی و زیبایی,تقابل درد و لذت که در پی هم می آیند,تقابل نزدیکی در جوانی و دست نیافتنی بودن در پیریست
فیلم,فیلم قطعات ساده ی فرد است که گهگاهی به گوشش میرسند,گویی یاد آور میشوند که باید درباره ی خودمان فکر کنیم
فیلم,فیلم خداوندگار فوتبال است,حال آنکه دیگر قدم زدن هم برایش سخت شده و گوشه ای نشسته,با حسرت گذشته را میبیند و به آینده فکر میکند
اما با همه ی اینها,فیلم,فیلم میل و احساس نیز هست.شاید همین میل و احساس باشد که رابطه ی آن پیرزن و پیر مرد را که با هم صحبت نمیکنند,به آن شکل درآورده..... میل و احساس است که باعث میشود میک لحظه ای که دوچرخه سواری آموختهرا تا ابد به خاطر داشته باشد....احساس خوب رفاقت است که میک و فرد فقط چیزهای خوب را به هم میگویند.و دختر ماساژور که از روی میل و علاقه میرقصد.و به راستی که همانطور که جیمی میگوید,میل بسیار پاک,بسیار خالص,غیر ممکن و غیر اخلاقیست ولی هیچکدام اهمیتی ندارند زیرا همین میل و رغبتمان است که ما را زنده نگه میدارد
و همین احساس است که مرد را به پرواز در می آورد و مارادونا را مجبور میکند با آن شرایط جسمی بدی که دارد,به نگاه های حسرت بارش به توپ تنیس پایان دهد و به نوعی پا به توپ شود....و احساسات است که باعث میشود لیدا ترس را کنار بزند و به کوهنوردی برود,و همین احساس درونی فرد است که او را وادار به نواختن و رهبری ارکستر میکند,گاهی با کاغذ شکلات و گاهی با گله گاو ها.و در نهایت همین احساس است که فرد را به دیدار همسرش میکشاند و دوباره رهبری ارکستر را به دست بگیرد و همین احساس است که خواندن زن قرمز پوش در نگاه فرد,چون خواندن همسر خودش تداعی شود و جنان به نظر می آید که گویی واقعا همسر فرد در لحظات پایانی عمرش و از روی احساس,قطعه ی ساده را می خوانده
و در پایان فرد درمیابد که احساسات آنطور که فکر میکرده,زیاده روی شده نیستند و به حرف میک میرسد که احساسات تمام چیزیست که ما داریم
.
.
و به راستی که احساساست تمام چیزیست که ما داریم
درود بر سورنتینو .که نشون داد در سال ۲۰۱۵ هم میشه فیلمی ساخت که در عین مستقل بودن حال و هوای فلینی و شاهکارش زندگی شیرین رو داشته باشه
نمره ۷ دادم . نیمه اول فیلم لایق نمره ۹ بود ولی نیمه دوم به شدت افت کرد . به نظر من دیالوگای خیلی خوبی تو این فیلم هست وگرنه دنبال چیز دیگه ای توش نباشید...
زیباترین توصیفی که از جوانی و پیری دیدم
از سازنده فیلمی مثل زیبایی بزرگ انتظار همچین اثری رو باید داشت
بسیار زیبا و چشم نواز - پر از دیالوگ های عمیق - فراتر از یک فیلم
ارجاع های کم نظیری که هرروز در زندگی شاهد هستیم و به سادگی از کنارشون می گذریم
و پایان بندی که نفس رو در سینه حبس می کند
داستانی درباره کشمکش بی پایان بین عمر و جوانی ، گذشته و آینده ، مرگ و زندگی ، خیانت و تهعد ... این فیلم جوایز متعدد بسیاری برده است ... لحظات لذت بخش زیادی با این فیلم داشتم ... فکر نکنم کسی از دیدن این فیلم پشیمون بشه ... ولی قطعا مورد پسند هرکسی هم واقع نخواهد شد
در طول تماشای فیلم از خود میپرسی فیلم چه میخواهد بگوید؟ یا فیلم درباره ی چیست؟. شاید درباره ی همه جیز , شاید درباره ی هیچ چیز اما با خود میگویی آیا فیلم ها را باید دید تا پیامی گرفت؟ آیا فیلم ها نمی توانند تجربه های دیداری صرف باشند؟ نمایش باشند نه داستان های آموزنده اخلاقی؟ اینکه برای کارکرد سینما پیام محوری قائل شویم به نظرم تنزل شأن سینماست. سینما بیش از هر چیزی هنری تصویریست نه بر داستان متکی است نه بر پیام {هر چند میتواند حاوی ان باشد} .به نظر من بخشی از سینما پیام دادن است نه همه ی آن.
این فیلم در جشنواره ی کن امسال حواشی زیادی داشت و مانند “دریای درختان” به کارگردانی گاس ون سنت با بازی متیو مکاناهی توسط خبرنگاران هو شد با این حال، وضع “جوانی” به مراتب بهتر از “دریای درختان” بود و طرفداران دوآتشه سورنتینو به همان اندازه که مخالفان این فیلم را هو کردند آن را تشویق کردند. از سوی دیگر، مخالفان حداقل تا تمام شدن تیتراژ پایانی فیلم صبر کردند و وقتی صفحه سیاه شد، تعدادی از اهالی رسانه از گوشه و کنار سالن با صدای بلند آن را هو کردند. موافقان هم با دست زدن و فریاد “براوو!” فیلم را تشویق کردند.
“جوانی” به لحاظ سبک شباهت زیادی به “زیبایی بزرگ” دارد. آن فیلم هم درباره مردی است که با فشارها، احساس تاسف و پاداش‌های زندگی در مرکز توجه روبروست. تعدادی از منتقدان نیز این فیلم را با “ابرهای سیلس ماریا” رقیب سال گذشته نخل طلا مقایسه کردند. داستان آن فیلم هم در آلپ روی می‌دهد و نگاهی بدبیانه به صنعت سرگرمی دارد.
با این که فیلم فقط در هتل و گهگاهی در بیرون و اطراف آن اتفاق میافتد ولی فیلم از نظر بصری یک تجربه ی فوق العاده زیباست و هرگز شما را ناامید نمی کند.
بازی بازیگران زیبا و گیراست و گل سرسبد آن ها Michael Caine و Harvey Keitel میباشند و Rachel Weisz و Paul Dano هم بازی های قابل قبولی را از خود ارائه داده اند.
دیالوگ ها و موسیقی فیلم فوق العاده زبیا هستند و گهگاهی پا را فرا تر نیز میگذارند.
شاید مهم ترین نقطه ی قوت فیلم کارگردان ایتالیایی و خوش ذوق Paolo Sorrentino باشد کسی که با فیم The Great Beauty نشان داد که کارگردان توانایی هست و بدون شک فرزند خلف سینمای فللینی ، روسلینی و آنتیونیونی است.
بدون شک این فیلم یکی از فیلم های بسیار خوب امسال بود و دیدنش خالی از لطف نیست.
امتیاز : ۸.۳ از ۱۰
موفق باشید
لایه اول روح : N/A . لایه دوم : ۵/۱۰ . لایه سوم : ۲/۱۰ . هدف : لایه سوم (تضاد خواستن و نخواستن(توانستن و نخواستن خواستن و نتوانستن)). فیلمساز یا کارگردانی که فکر کند برای فیلم در لایه سوم یا بهتر بگیم فیلم هنری باید از داستان و هیجان(نه لزوماً عینی) فیلم کاست و بر نمایش احساسات عمیق و دیالوگ های زیبا افزود کاملاً در اشتباه است . اشتباهی که در این فیلم با آن روبروییم.اولین و مهمترین اصل فیلم، چه فیلم چرت اکشن تخیلی، چه فیلم هنری زیبای، داستان و داستان و باز هم داستان است.تمام حال و هوای بازیگر ، شخصیت پردازی ، دیالوگ های زیبا و ... بدون تعریف کردن یک داستان همگرا دوزار نمی ارزد.در این فیلم تمام خرده اتفاق ها یا شخصیت هایی که با آنها روبرو میشویم نیاز مند یک قصه یا یک هسته ی مرکزی هستند که متاسفانه خبری از آن نیست و فقط دیالوگ های خوب و بعضاً عالی بهمراه احساسات اکثراً بدون علت میبینیم که باعث دوری ما از شخصیت ها میشود.ختم کلم : ۴ یا ۵ اتاق بسیار زیبا و بزرگ متصل به هم به وسیله یک لابیِ زپرتیِ موشک خورده یِ سیمخاردار کشیده شده که رفت و آمد به اتاق ها را غیر ممکن میکند.
فیلم صرفا در مورد حسرت گذشته نیست
بیشتر در مورد زندگی هست.شخصیت هایی که توی یک هتل هستن و هر کدوم توی یه مرحله از زندگی و با یه هدف خاص.همه یه چیزی توی زندگیشون رو از دست دادن...
از مارادونا گرفته تا کوهنورد و کارگردان و بازیگر و ...
تقابل ترس و اشتیاق برای رسیدن به آرزوها و دوباره پیدا کردن خودشون
به قول جیمی (یاول دانو) :
i want to talk about my desire,your desire, so pure, so impossible, so immoral, but it doesn#۰۳۹;t matter,because that#۰۳۹;s what makes us alive
بعد از tree of life بهترین فیلمی هست که از ۲۰۱۰ به بعد دبدم
پائولو سورنتینو از معدود دلایلی که هنوز هم سینما جذابیت داره. استفاده‎ی درست از محیط، موزیک و خصوصن شروع ها و پایان های دوست داشتنیش از دلایل خوب درآمدن فیلم هاش هست.
سورنسینو کارگردان خیلی خوبیه سه کارگردان ۴۵ ساله هستن که تو ایران فقط یکی شونو می شناسن ، نولان ، توماس اندرسون ، سورنسینو که این سه تا کارشون درسته ولی سورنسینو رو هیچکی نمی شناسه !!! و واقعاً من کاراشو بهتر از نولان می دونم
این فیلم یه جورایی مثل فیلم زیبایی بزرگه ، ولی این بهتره ، نویسنده گی فیلم های سورنسینو خیلی عالیه محیط فیلم خیلی قشنگ درست شده به راحتی می تونی بگی این ...فیلم جز بهترین های امساله . موزیک فیلم خیلی فوق العاده ست ... با گذشت چند سکانس به راحتی می تونی شخصیت ها رو بشناسی و این قدرت سورنسینو رو نشون می ده ...شخصیت پردازی عالی
مارادونا هم تو فیلم هست :)))))
البته نقششو رالی سرانو بازی می کنه ;)
چی میشه گفت در ستایش این شاهکار؟چه خوبه که تو این برهوت دنیای سینما،سورنتینویی هست تا ما را با سینمای پر از زیبایی اش مهمان کنه.....
خیلی خوب بود. من که خیلی دوست داشتم. مایکل کین هم احتمالاً کاندید اسکار شه
خوب است........
فیلم در دست ترجمه است
زیرنوییییییییییییییییس؟؟/
زیرنوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
رده بندی سنی این فیلم R هست...