
گاوین گور، علاقهمند به داستانهای علمی تخیلی و فانتزی جوان و دوستانش به ردپاهای عظیمی در جنگل برخورد میکنند. یک پلیس محلی، یک گزارشگر و یک مقام مشهور ساسکواچ تحقیق میکنند، در حالی که دو نفر از همسایههای کمهوش گاوین نقشهای را برای سود بردن از این موقعیت طراحی میکنند...


در شهری از مردگان که مدتهاست ویران شده و به دور از تمدن بشری است، فرزند یک انسان زندگی میکند. نام او "ویل" است، و توسط سه روح، بزرگ شده است: جنگجوی اسکلتی پرشور، خون؛ کاهن مومیایی زیبا، مَری؛ و جادوگر شبحوار دمدمیمزاج ، گاس. این سه نفر به پسر عشق میورزند و هر آنچه که میدانند را به او میآموزند. اما یک روز، ویل شروع به پرسیدن کرد: "من کیستم؟" ویل باید رمز و رازهای سرزمین دورافتادهی مردگان را آشکار کند و گذشتهی مخفی ارواح را کشف کند. او باید عشق و رحمت خدایان خوب، و تعصب و دیوانگی بدها را بیاموزد. و وقتی همه چیز را بداند، پسر اولین قدم خود را در راه قهرمان (جوانمرد) شدن برمیدارد.