

داستان دربارهٔ یک گربهٔ آبی رنگ شنگول و تنبل به نام اوگی است که بیشتر وقتش را به تماشای تلویزیون و آشپزی میگذراند و تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد اما سه سوسک مزاحمی که در خانهٔ او زندگی میکنند تا آنجا که میتوانند او را آزار میدهند، این سوسکها که ژویی، دیدی و مارکی نام دارند (نام آنها از نام اعضای یک گروه معروف پانک راک به اسم رامونز گرفته شدهاست) بیشتر گاهها به غارت غذاهای موجود در یخچال مشغولند و همیشه از ویران کردن زندگی اوگی لذت میبرند

داستان این قسمت ادامه ی زندگی پوکاهونتاس (دختری از قبیلهای سرخپوستی) چند سال بعد از آشنایی با جان اسمیت (John Smith) است. در این قسمت با پخش شایعه مرگ کاپیتان جان اسمیت، پوکاهونتاس پریشان میشود و به همراه میکو، فلیت و پرنسی مسافرت خود را به طرف انگلستان آغاز میکند و…

«هالي پارکر» (لوهان) و «آني جيمز» (لوهان)، کمي پس از تولد از يک ديگر جدا شده اند و يکي با مادرشان، «اليزابت» (ريچاردسن) زندگي مي کند و ديگري با پدرشان«نيک» (کواييد). اين دو که براي نخستين بار در يازده سالگي در يک اردوگاه تابستاني با يک ديگر رو به رو شده اند، تصميم مي گيرند جاي شان را با هم عوض کنند...

«آلن» (اسميت)، پسر يک صاحب اسباب بازي فروشي، تعدادي از اسباب بازي هاي جديد را به جان هم انداخته است: «کاماندوهاي ويژه» عليه «گورگونيت ها». اما آن چه «آلن» نمي داند اين است که اين اسباب بازي ها طوري طراحي شده اند که بتوانند حرکت کنند، لب بزنند و سخن بگويند. هدف کاماندوهاي ويژه، نابودي «گورگونيت ها» ست...