
در هفدهم سپتامبر سال ۱۹۳۹ گروهی از افسران و سربازان لهستانی توسط ارتش شوروی در مرز لهستان زندانی می شوند."آنا" به همراه دخترش "نیکا" برای دیدن همسرش و افسر "آندری" رفته و سعی می کند او را متقاعد کند که سربازان را رها کرده و فرار کند.بعدها شوروی اعلام می کند که افسران لهستانی بوسیله آلمانها در جنگل "کاتین" قتل عام شده اند اما...

دهه ۱۹۶۰، ليورپول. جاد کارگر بندر به قصد يافتن پدر گمشده اش راهي نيويورک مي شود. دست تصادف دختري زيبا به نام لوسي سر راه وي قرار مي دهد و اين دو نفر دلباخته يکديگر مي شوند. لوسي از فعالان جنبش صلح خواهي است و جاد نيز کم کم جذب ايده هاي وي مي شود. اين زوج خيلي زود تحت تاثير دکتر رابرت و آقاي کيت در کوچه هاي گرينويچ ويليج پرچم عصيان برافراشته و دامنه اعتراضات مدني ر تا ديترويت گسترش مي دهند. اما احضار مکس-برادر جاد- به سربازي و اعزام او به ويتنام باعث مي شود تا اين زوج با واقعيت هاي زميني تر، خشن تر و تلخ تري آشنا شده، مبارزه براي خاتمه دادن جنگ ويتنام را آغاز کنند...