
«آلن» (اسميت)، پسر يک صاحب اسباب بازي فروشي، تعدادي از اسباب بازي هاي جديد را به جان هم انداخته است: «کاماندوهاي ويژه» عليه «گورگونيت ها». اما آن چه «آلن» نمي داند اين است که اين اسباب بازي ها طوري طراحي شده اند که بتوانند حرکت کنند، لب بزنند و سخن بگويند. هدف کاماندوهاي ويژه، نابودي «گورگونيت ها» ست...

يک ستاره ي دنباله دار عظيم به طرف کره ي زمين در حرکت است. قرار بر اين مي شود که «هري استامپر» (ويليس) و گروهش روي تکه ي اصلي ستاره ي دنباله دار فرود بيايند، تا عمق ۲۰۰ متر آن را سوراخ کنند و يک بمب اتمي در آن کار بگذارند. انفجار اين بمب ستاره ي دنباله دار را دو نيم خواهد کرد...

پانزده هزار سال پيش از ميلاد مسيح: موجودي عجيب و ناشناخته به يک غارنشين حمله مي کند. دوران معاصر: پسر بچه اي در همان نقطه در شمال تکزاس به چاهي سقوط مي کند و به ماده اي سياه رنگ آغشته مي شود. مأموران ويژه ي FBI، «فاکس مالدر» (دوشوني) و «دينا اسکالي» (آندرسن)، پس از آگاهي از لاپوشاني مرگ پسر بچه به تحقيق در اين باره مي پردازند...

ستاره ي دنباله داري با سرعت به سوي زمين در حرکت است و يک سال ديگر قطعه ي بزرگي از آن در اقيانوس اطلس سقوط خواهد کرد و طبق پيش بيني، با امواجي به بلندي دويست متر سيلي به راه مي اندازد که نيويورک و ساير شهرها را ويران خواهد کرد. قسمت بزرگ تر ستاره که به کانادا اصابت مي کند، باعث انقراض نسل بشر مي شود...

بر اثر آزمايش هاي اتمي فرانسوي ها و غرق شدن يک کشتي عظيم ژاپني در اقيانوس آرام، رد پاي موجودي غول آسا در پاناما پديدار مي شود. کمي بعد موجودي غول آسا، «گودزيلا» وارد نيويورک مي شود و پس از آن که مورد حمله ي نيروهاي ارتش قرار مي گيرد و زخمي مي شود، «دکتر نيکو» (برادريک) مقداري از خونش را آزمايش مي کند و در مي يابد تخم ريزي کرده است.

سال ۲۰۵۸. «سازمان يونايتد گلوبال اسپيس فورس»، خانواده ي رابينسن را براي گزارش دادن از آينده ي زيست محيطي ساحل درياها براي نژاد بشري - که روي زمين دچار مشکل شده - طي يک سفر تبليغاتي و تفريحي به فضا مي فرستد. در حالي که جاسوس فضايي، «دکتر اسميت» (اولدمن) نيز براي خرابکاري در اين مأموريت هم راه آنان است...