

در دنیایی که اکنون زنان بر دولت تسلط دارند، ایجاد و استفاده از سلاح به شدت ممنوع است. با این حال، به هیچ وجه درگیری به پایان نرسیده است. جنگ به جای اسلحه از طریق کلمات صورت می گیرد. با قدرت "میکروفون هیپنوتیزم"، اشعار می تواند حریف خود را به طرق مختلف تحت تاثیر قرار دهد و باعث آسیب واقعی شود. بنابراین، کسانی که در بخشهای خارج از بخش مخصوص زنان چوئو هستند، از آن برای نبردهای رپ شدید به عنوان سلاح خود در درگیری دائمی برای قلمرو استفاده میکنند.


تراکومائوری، یک خون آشام منزوی، به فرمانده ارتش ارتقا می یابد. اما گروه جدید او سابقه سرکشی خشونت آمیز دارد. کوماری در یک خانواده خون آشام معتبر به دنیا آمد، اما نفرتش از خون او را به یک فرد متوسط تبدیل کرده است. با این حال، با کمک خدمتکار قابل اعتماد خود سعی می کند با اشتباهات خود به موفقیت برسد و از کشته شدن توسط زیردستانش جلوگیری کند.


جهان پس از یک جنگ ده ساله ویرانگر در آستانه نابودی است. دیزیر هرمان یکی از آخرین جادوگران ماهر باقی مانده است، اما حتی او نیز حریفی نیست که وجود بشریت را تهدید می کند. درست زمانی که او مطمئن است که پایان فرا رسیده است، به گذشته، به روزهای اولیه تحصیل خود در جادو در آکادمی هبریون فرستاده می شود. با این فرصت نادر دوم، دیزیر مصمم است نه تنها خود را، بلکه دوستان و همرزمان سابق خود را نیز نجات دهد. آیا با دانشی که از آینده خود دارد، می تواند تفاوت ایجاد کند، یا همه آنها محکوم به تکرار همان سرنوشت هولناک هستند؟


نوزومی، پری امید، همیشه شاد و خوش بین است. او در دبیرستان با کوکو، یک پری مرموز ملاقات کرد و با دوستانش متحد شد تا علیه یک دشمن قدرتمند بجنگند. اکنون نوزومی و دوستانش بزرگسال شده اند و مسیرهای مختلفی را در زندگی خود پیموده اند. اما ناگهان، یک سایه مرموز ظاهر می شود و به انسان ها حمله می کند. نوزومی و دوستانش باید دوباره متحد شوند تا از جهان محافظت کنند.

در دنیایی دور، دریاچه یخزده به سرعت در حال گسترش است. مردم در گنبدی که از درختان غولپیکری به نام درختان ستون مداری گسترش مییابد، زندگی میکنند. کاینا، یک پسر از گنبد، با ریریها، شاهزاده خانمی از دریاچه یخزده، آشنا میشود. این دو نفر با هم سفری را آغاز میکنند تا دنیایی را که به سوی نابودی پیش میرود، تغییر دهند.


داستان این انیمه در مورد پسر جوانی به اسم یوجی ایتادوری است که به خاطر نجات جان دوست خود ، انگشت یک دیو شیطانی ، که دارای طلسمی منحوس است را بلعیده و به این ترتیب نفرین وارد روح او میشود. اکنون او برای اینکه بتواند این نفرین را از بدن خود خارج کند به باشگاه مخفی جادوگری پیوسته و…