
«رن مکورمک» (بيکن)، نوجوان امريکايي، پس از اين که پدرش خانه را ترک مي کند، به اتفاق مادرش «اتل» (مکين)، به شهر کوچک بومانت نقل مکان مي کنند. کنترل شهر را واعظ محلي، «شا مور» (ليتگو) در اختيار دارد و «رن» تصميم مي گيرد با وجود مغايرت با قوانين شهر، يک مرکز رقص راه بيندازد...

در جولای سال ۱۹۱۴، یک کشتی لوکس، ایتالیا را به همراه خاکسترهای خواننده مشهور اپرا "تتوا" ترک می کند. مسافران کشتی شامل دوستان او، خوانندگان اپرا، بازیگران و مسافران عجیب و غریب است. زندگی در روز اول بسیار شیرین است اما در روز سوم کاپیتان مجبور می شود تعداد زیادی پناهنده صربی که از رعشه های جنگ جهانی اول فرار کرده اند را نجات دهد...