ویروسی مرگبار دنیا را فراگرفته است. در این وضعیت پزشکان و دانشمندان به دنبال یافتن درمانی برای این ویروس هستند اما بزرگترین مشکل آنها نه یافتن درمان، بلکه ترس و جنونی می باشد که برمردم حاکم شده است.
"سندی ریکز" به همراه مادر خود به یکی از جزایر فلوریدا می رود تا تابستان را نزد عموی خود "پورتر ریکز" سپری کند. او هیچ علاقه ای به محیط جدید زندگی اش ندارد تا اینکه یک دوست جدید وارد زندگی او می شود، دلفینی به نام "فلیپر" که او و عمویش را به هم نزدیکتر می کند...