

داستان این سریال فانتزی و رازآلود دربارهی موجودات افسانهای و اسطورهای میباشد که از سرزمین جنگزندهی خود فرار کرده و اکنون در یک شهر تاریک و مرموز زندگی میکنند. اما حضور این موجودات در این شهر باعث افزایش جمعیت و همینطور مشکلات و ناسازگاری با انسانها میشود. در این میان یک قاتل سریالی شروع به قتل این موجودات میکند و کارآگاهی که بر روی این پرونده کار میکند به زودی به عنوان قاتل و تنها مظنون فعلی شناخته میشود و…

آقای Jameson Locke یک شکارچی انسان افسانه ای است و مأمور دفتر جاسوسی های دریایی می باشد. به نظر می رسد که تیم او میان یک حمله ی زیست محیطی گرفتار شده اند. در این میان آن ها قطعه ای پیدا می کنند که آن ها را به یک کتیبه ی باستانی می رساند، آنجا این افراد به «جنگیدن برای بقا» اجبار شده اند و همه چیز برای آن ها سوال است. آن ها باید از میان جان خود و وفاداری به یک سو بروند...


داستان سریال در مورد کارآگاه زنی است که از لندن به بلفاست پایتخت ایرلند شمالی می رود تا در مورد یک پروندهی قتل به پلیس ایرلند کمک کند. دختر وکیل جوانی به قتل رسیده و برهنه روی تختش افتاده است. کارآگاه استلا گیبسون پس از بررسی متوجه می شود که این قتل با پرونده ی دیگری در ارتباط است و در واقع با قاتلی زنجیره ای طرف هستند. از سوی دیگر با پائول اسپکتور آشنا می شویم.مشاوری که دارای دو فرزند است و دوستدار آنها و همسرش است و در نگاه اول همسری ایده آل به نظر می رسد.اما او یک بخش تاریک در وجود خود دارد که هیچکس از آن با خبر نیست...


هفت خاندان اشرافی برای حاکمیت بر سرزمین افسانه ای «وستروس» در حال ستیز با یکدیگرند. خاندان «استارک»، «لنیستر» و «باراثیون» برجسته ترین آنها هستند. داستان از جایی شروع می شود که «رابرت باراثیون» پادشاه وستروس، از دوست قدیمی اش، «ادارد» ارباب خاندان استارک، تقاضا می کند که بعنوان مشاور پادشاه، برترین سمت دربار، به او خدمت کند. این در حالی است که مشاور قبلی به طرز مرموزی به قتل رسیده است، با این حال ادارد تقاضای پادشاه را می پذیرد و به سرزمین شاهی راهی می شود. خانواده ملکه، یعنی لنیستر ها در حال توطئه برای بدست آوردن قدرت هستند. از سوی دیگر، بازمانده های خاندان پادشاه قبلی وستروس، «تارگرین ها» نیز نقشه ی پس گرفتن تاج و تخت را در سر می پرورانند، و تمام این ماجراها موجب در گرفتن نبردی عظیم میان آنها خواهد شد...