
لورل و هاردی در کسوت کارآگاه خصوصی به مکزیکوسیتی برای دستگیری یک مجرم می روند. در آنجا قرار است با حضور یک گاوباز سرشناس بارسلونیایی مراسم گاوبازی برگزار شود اما به دلیل مشکلات گذرنامه نمی تواند حضور پیدا کند و از آنجا که استن لورل شبیه آن گاو باز است او را به جای او وارد میدان گاوبازی می کنند و …

« پروفسور ریچارد وانلى » ( رابینسن ) ، مرد چهل ساله ى فرهیخته اى است. همسر و فرزندان « وانلى » براى تعطیلات به مسافرت رفته اند. او خیلى زود با « آلیس رید » ( بنت ) آشنا مىشود . اما در آپارتمان « آلیس » ناگهان دوست پولدار او ، « کلود مازار » ( لافت ) سر مىرسد و گمان مىبرد آن دو با هم رابطهاى دارند. دعوایى در مىگیرد و « وانلى » حین دفاع از خود ، « مازار » را مىکشد.

« اوتيس ب. دريفت وود » ( گروچو ) سعى دارد « خانم كلىپول » ( دومونت ) را به سرمايهگذارى در كار اپرا ترغيب كند. « تومازو » ( هارپو ) و « فيورلو » ( چيكو ) نيز وظيفهى خود مىدانند تا به موفقيت حرفهاى دو خوانندهى جوان « رزا كاستالدى » ( كارلايل ) و « ريكاردو بارونى » ( جونز ) كمك كنند...