

داستان سریال با بازگشت پزشکی به نام TC Callahan از ماموریت دشوار جنگی از افغانستان به کشورش و ورودش به شیفت شب بیمارستان San Antonio Memorial شروع میشود جایی که TC Callahan و تیم همکارانش از هفت شب تا هفت صبح باید در تلاش و جدالی دوگانه برای نجات جان بیماران و مواجه با حقایق دشوار اداره بیمارستان باشند. اما حالا شیفت شب بیمارستان تحت مدیریت Michael Ragosa در اومده که بیشتر به فکر کاهش هزینه هاست تا ارایه خدمات بهتر به بیماران و TC که در ارتش هم نشان داده فرد جسوریست و با عبور از قوانین و مخالفت با مقامات بالاتر از خودش مشکلی نداره وارد نبرد با Michael و معاونش Jordan Alexander دوست دختر سابقش میشود.


داستان سریال درباره ی افسر نیروی دریایی Steve McGarrett هست که در پی قتل پدرش از محل خدمت به هاوایی برمیگرده . فرماندار هاوایی بخاطر سوابق خانوادگی اون مجوز راه اندازی گروهی برای مقابله با جرم و جنایت در هاوایی و همچنین پیگیری قتل پدرش رو میده .. اون یک گروه ۴ نفره رو تشکیل میده و اختیارات نا محدودی که دارن به مقابله با خلافکاران اون جزیره میپردازن . در هر قسمت از سریال داستانی متفاوت جدا از داستان اصلی سریال دنبال میشه .


داستان این سریال در مورد مردی است به نام پاتریک جین که در مورد ماجرا های جنایی تحقیق می کند و دارای استعداد های فوق العاده مانند شرلوک هلمز و همچنین از قدرتهایی مانند خواندن مغز نیز بهره میبرد و از اسرار نهفته در جرم ها و قتل ها پرده بر می دارد . اوگذشته خود را با پشیمانی کنار گذاشته او در گذشته تظاهر می کرده که باارواح ارتباط دارد که همین قضیه موجب کشته شدن خانواده اش توسط یک قاتل زنجیره ای شده است...

مرد خانواده، «ويد پورتر» (دورف)، سارقي را در حياط جلوي خانه اش در دفاع از خود با يک ضربه ي چوب بيس بال به قتل مي رساند. اما چون سارق مسلح نبوده و به داخل خانه هم وارد نشده محکوم به سه سال حبس مي شود. در زندان «ويد» مي بايست با کمک دوست جديدش، «جان اسميت» (کيلمر)، براي بقا و مقابله با اذيت و آزارهاي زندان باني ساديست (پرينيو) تلاش کند...

«هنک دیرفیلد» کهنه سرباز جنگ ویتنام پیامی از طرف ارتش مبنی بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپدید شدنش دریافت می کند. هنک که یکی دیگر از پسرانش را سال ها قبل از دست داده، این بار برای یافتن دومی عازم محل خدمت وی می شود. در آنجا با مراجعه به بخش گمشدگان اداره پلیس متوجه می شود که تشکیلات پلیس قادر به کمک به او نیست، چون تحقیقات در مورد پرسنل نظامی فقط بر عهده ارتش است. اما اصرار او و اینکه نظامی ها در حال مخفی کردن چیزی هستند، توجه کارآگاه «امیلی سندرز» را جلب می کند. پس از یافته شدن جسد تکه تکه شده «مایک دیرفیلد» ارتش با اعلام اینکه جسد در محدوده منطقه نظامی یافته شده، پرونده را از دست سندرز خارج می کند. اما پرس و جو از افراد محلی توسط هنک دیرفیلد که موفق شده موبایل پسرش را از کمد وسایل وی در پایگاه کش برود، او را به سوی سرنخ هایی هولناک درباره چگونگی مرگ پسرش راهنمایی می کند...