
در هند، تیلو قدرت پیش بینی آینده را دارد. وقتی که پدر و مادرش توسط راهزنان کشته میشوند تیلو دزدیده میشود ولی فرار میکند و توسط زنی که ملکه آیین سنتی ادویه هاست بزرگ میشود. تیلو بانوی ادویه ها میشود و با سه قانون اساسی به بازار ادویه های سانفرانسیسکو فرستاده میشود: با کمک ادویه ها به مشتریانش کمک کند تا فقط آنها و نه خودش، به خواسته هایشان برسند، هرگز مغازه را ترک نکند، و کسی پوستش را لمس نکند و...

«ویر پراتاپ سینگ» (شاهرخ خان) یک خلبان در نیروی هوایی هند است که روزی یک زن زیبای پاکستانی بنام «زارا هیات خان» (پریتی زینتا) را می بیند. با وجود اینکه اکثر هندی ها میانه ای با پاکستانی ها ندارند، ویر بعد از چند ملاقات اولیه عاشق زارا می شود، اما بزودی در میابد که او نامزد یک پاکستانی ظالم و کج خلق است. یکی از دوستان زارا به ویر می گوید که زارا هم حس مشابهی به او دارد، و قصد دارد نامزدی اش را بهم بزند. اما وقتی که ویر به دنبال زارا می آید، اتفاقاتی غیر منتظره رخ می دهد و او به زندان می افتد. بیست سال بعد، ویر که هنوز پشت میله های زندان است، می فهمد که قرار است پرونده اش دوباره به جریان بیفتد...

جس ( پارميندير ناگرا ) دختری هیجده ساله از يک خانواده هندی ساکن شهر لندن است. جس با تمام دختران همسن و سال خود متفاوت است و نگاه متفاوتی به پسران دارد. برای او پسران به سادگی همبازی فوتبال در پارک نزديک خانه هستند. در واقع برای جس تنها دو چيز بسيار مهم در زندگی وجود دارد، فوتبال و ديويد بکهام. خانواده متعصب او بویژه مادرش از اين تفاوت فاحش او با سايرين در رنج هستند. روزی در پارک هنگام بازی فوتبال جس با جوليس ( کيرا نايتلی ) ملاقات ميکند و ...