در کشتی باری "گلنکرن"، زندگی خدمه در ترس، تنهایی و سوءظن می گذرد. مردان الکل قاچاق کرده و زنان با یکدیگر می جنگند، جاسوسی یکدیگر را می کنند، اما وقتی مرگ از راه می رسد یکدیگر را از خطر نجات می دهند...
پس از اینکه چیپس مگوایر، صاحب کلوپ شبانه متقلب، یک خبرچین پلیس را به قتل می رساند، از نوازنده پیانوی خود باج می گیرد تا به او اجازه دهد در پانسیون مادر عجیب و غریبش بماند.
بحران اقتصادى در دهه ى ۱۹۳۰ امریکا، بقاى خانواده ى «جود» را به خطر انداخته است. «تام» ( فاندا )، پسر بزرگ خانواده که به تازگى از زندان آزاد شده همه را وا می دارد بار سفر ببندند و به کالیفرنیا کوچ کنند.
« ادى تيلر » ( فاندا ) به دليل سرقت به زندان مىافتد و پس از آزادى سوگند مىخورد كه از راه راست منحرف نشود. او با « جون گراهام » ( سيدنى ) ، ازدواج مىكند. اما سايهى سنگين گذشته ، آنان را رها نمىكند.
« آيرين » ( لومبارد ) و « كورنليا » ( پاتريك ) دو خواهر ناز پرورده هستند كه براى تلكه كردن مردم در خيابان پارك برنامه اجرا مىكنند. « كورنليا » سعى مى كند از مرد فقيرى به نام « گادفرى پارك » ( پوئل ) استفاده كند ، اما « گادفرى » بر آشفته مىشود...