
داستان فیلم با دختری به نام هانا گریس (کیربی جانسن) آغاز می شود که در حال گذراندن مراحل جن گیری است. جن گیری که روند طبیعی خودش را طی نمی کند و در این میان تلفاتی به بار می نشیند. چند ماه بعد، ما داستان زنی به نام مگان (شای میتچل) را دنبال می کنیم. پلیس سابقی که به تازگی از اعتیاد رها شده و حالا کاری در بخش نگهداری از اجساد در بیمارستانی واقع در بوستن به دست آورده و از شانس فوق العاده او، یکی از اجسادی که با آن مواجه می شود، جسد هانا است که ظاهراً از دنیا رفته است. اما دیری نمی پاید که...

گرگ يک پرستار مرد است که چند ماهی است به دختری به اسم پم علاقمند شده و اکنون آنها با هم نامزد شده اند. گرگ که می خواهد به رابطه بین شان رسمیت ببخشد و با پم ازدواج نماید خود را آماده می کند تا با خانواده همسر آینده اش ملاقات کند. بنابراین بهمراه پم نزده خانواده او می رود. پدر زن آينده گرگ جک نام دارد و مامور سابق اف.بی.آی بوده است. جک مردی است خشن با پیش داوری های سفت و سختش که معتقد است گرگ بدرد پم نمی خورد. او تصميم دارد گرگ را توسط دستگاه دروغ سنجی که خودش اختراع کرده امتحان نماید. گرگ نيز جوانی است دست و پا چلفتی بنابراین رابطه آنها بدون مشکل از آب در نمی آید و بدين ترتيب ماجراهای بين اين دو آغاز می شود.