آیا رفتارها، روابط و شرایط بشر توسط خودش رقم می خورد یا تقدیر؟ یا ترکیبی از این دو؟ به هر حال اگر ما نمی توانیم آنها را کنترل کنیم، آیا لازم است به آنها اهمیت دهیم؟ این فیلم معمایی-عاشقانه، می تواند بهترین ترکیب از فیلم های : "درخشش ابدی یک ذهن پاک"، "۵۰۰ روز از تابستان" و "پرایمر" باشد...
آیا رفتارها، روابط و شرایط بشر توسط خودش رقم می خورد یا تقدیر؟ یا ترکیبی از این دو؟ به هر حال اگر ما نمی توانیم آنها را کنترل کنیم، آیا لازم است به آنها اهمیت دهیم؟ این فیلم معمایی-عاشقانه، می تواند بهترین ترکیب از فیلم های : "درخشش ابدی یک ذهن پاک"، "۵۰۰ روز از تابستان" و "پرایمر" باشد...
دیدگاه کاربران نمایش تمام دیدگاه ها
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
واقعا عجیبه. فیلم ۵ ثانیست اومده. بعد ۵نفر رای دادن.
فیلم فوق العاده بود...
و سوالی رو مطرح کرد که همه واسشون پیش اومده و هیچ فردی که توی سه بعد مکان اسیر شده نمیتونه جوابش رو بده جبر یا اختیار ؟! ... دو مفهومی که برای ما کاملا مقابل همدیگه قرار دارن، فقط اگر زمانی فردی بتونه تو بعد زمان مثل مکان آزاد حرکت کنه، بین این دو مفهوم تضادی نخواهد... به عبارتی اگه خودمون رو معلق در زمان تصور کنیم و از بالا به کل تاریخ نگاه کنیم، هر لحظه از تاریخ همون لحظه ای هست که واسش تصمیم میگیریم، پس تو اون لحظه انتخاب ما سرنوشتمون رو تعیین میکنه، و سرنوشت ما انتخابمون رو...
اما حالا که تو بعد زمان اسیریم بهترین جواب It doesn#۰۳۹;t matter میتونه باشه، مهم نیست این راهیه که مقدر شده بریم یا راهی هست که با اراده آزاد میسازیمش... مهم اینه که این راهی هست که باید طی بشه :)
پ.ن : (اسپویل) البته تا اینجا خیلیها که این کامنت رو خوندن شاید بگن از مرحله پرتم و داستان رو نگرفتم ;) ولی بیاید به کاراکتر تئو (در ریشه اسپانیایی-یونانی به معنای خدا هست) توجه کنیم، زمانی که معادله هستی رو کامل کشف میکنه، گذر زمان رو میتونه کنترل کنه، قبل از اون میتونه سرنوشت رو ببینه و این رو به حساب جبر مطلق میذاره، اما بعد از اتفاقات اخر فیلم (دیالوگ بین نیوتون و کیوری ، بین خودش و پدرش) که باعث میشن اسم تئو برازنده ش باشه، میفهمه که اختیار و سرنوشت در حقیقت مقابل هم نیستن.
پ.ن۲: این فقط سیر اصلی داستان بود، حرفای کوچیک تر فیلم بماند تا همبنجاش هم پرحرفی بود... ببخشید :)
ین فیلم با شروعی عجیب آغاز میشه و همین طور به سطوح مختلف رشد میکنه داستان اینطوریه که انسان ها به فرکانس های بالا ، پایین و متوسط طبقه بندی میشن ! به نوعی که بسامد بالا از ارزش زیادی برخورداره و این افراد ، با شعار دانش سرنوشت رو تعیین میکنه زندگی میکنند ! اولین نکته که روش بحث کنیم اینه که این فیلم در زمان
حال میگذره ، پس میشه دو نتیجه گرفت اینکه دنیایی بر اساس خط سیر جدیدی داریم (بایوپانک) ! یا اینکه دنیایی که همین الان توش هستیم و به راحتی با این طبقه بندی کنار اومدیم !! نکته ی دوم ، اصلا فرکانس هر انسان چی هست؟
این بسامد از هر انسانی ساطع میشه ، و برای جامعه ، افراد نابغه با بسامد بالا ارزش زیادی دارن ، و افرادی که حتی نابغه و بسامد پایین داشته باشن ، زیاد جالب توجه دیگران نیستن و به نوعی خیلی بد باهاشون برخورد میشه !
مهم ترین چیزی که در فیلم بهش پرداخته میشه ، برخورد دو انسان با بسامدهای متضاد (بالا و پایین) میباشد ! در این رودرویی و به مدت یک دقیقه قطعا یک اتفاق ناگواری میفته ، و اکثرا هم برای بسامد پایین رخ میده !
به نظرم میشه تمام این توضیحات رو به افراد دور و بر خودمون هم نسبت داد
افراد بسامد بالا ، متکبر ، خودخواه و مثل ماشین رفتار میکنن (ممکنه باهوش باشن یا نه)
افراد بسامد پایین ، خوب ، خوش برخورد ، ساده و دست پا چلفتی (ممکنه باهوش باشن یا نه)
و پیروز این برخوردها هم به احتمال زیاد افراد فرکانس بالا هستن قانون ها اینه ، این دو فرد نباید با هم و بیشتر از یک دقیقه کنار هم باشن اگه باشن ممکنه به هر دو صدمه وارد بشه و طبیعت قصد جدا کردنشون رو داره ولی خب در یک جامعه ی تغییر یافته همیشه یکی هست که مخالفه سیستمه و قصد تغییر داره و برای اینکار خیلی تلاش میکنه ! OXV که در این فیلم ازش اسم برده میشه الگوی رفتاری از ناهنجاری برخورد دو شخصیت متضاده ! نظر کلی و پایانی من این فیلم اصرار به این داره که سرنوشت توسط دانش تعیین نمیشه بلکه سرنوشت تعیین شده است و قابل تغییر نیست ! منم تا حدی با سرنوشت تعیین شده موافقم چرا؟ به نظرم هر کسی وقتی قصد انجام دادن یک کاری میکنه در واقع همون سرنوشت تعیین شدشه ، تو که ازش خبر نداری پس دقیقا همون کاری رو میکنی که باید بکنی !
خیلی عالی بود
درست به چیزایی اشاره داشت که بهشون اعتقاد دارم
چالش خیلی خوبی واسه سرنوشت و مسئله تاثیر افکار و گفتار بر محیط
فلش بک های خوبی داشت و فیلم رو چندین بار از زوایای مختلف مرور میکنه
۷ از ۱۰
میدونم اینجا جاش نیست بپرسم ... البته جایی هم نیست که بشه پرسید
یه تیکه از یه فیلم رومنس بود که خیلی سال پیش دیدم
یه پسر و دختر (شاید توی همین سنی که توی عکس بالاست) که یکی داره از شیر آب میخوره و اون یکی به بهانه آب خوردن میاد و اونو میبوسه
همین صحنه را هم نصفه دیدم ... میخواستم بدونم کسی اسم فیلم را میدونه
ممنون میشم راهنمایی کنید
حتی به گرد پای درخشش ابدی یک ذهن پاک و ۵۰۰ روز از تابستان هم نمیرسه ولی در نوع خودش فیلم بدی نیست
چرت و پرت نبینید
این فیلم یه شاهکاره موضوع فیلم یه چیزی توی مایه های قانون جذب و خوش شانسی و بدشانسیه
اگه دنبال اینید که یه چیزی یاد بگیرید به جای اینکه یه مستند پیچیده و خسته کننده رو ببینید این فیلم رو دان کنید محشره