« پروفسور ژنهسیه » ( پییر براسور ) ، جراح پلاستیک مشهور به دنبال ترمیم صورت دخترش ( اسکوب ) است که در اثر تصادفى از شکل افتاده است . حالا دستیار پروفسور ( والى ) ، دانشجویان پاریسی اى را که صورتشان شباهتهایى به « کریستیان » دارد ، به خانه ى دکتر میکشاند …
سلسله ای از اشتباهات انسانی و کامپیوتری، اسکادرانی از بمب افکنهای آمریکایی را برای بمباران اتمی مسکو اعزام می کند.رئیس جمهور،برای متقاعد کردن شوروی برای اینکه این اتفاق به اشتباه رخ داده،به مرکز فرماندهی استراتژیک هوایی دستور می دهد به شوروی در متوقف کردن آنها کمک کنند...
بنزين اتوموبيل «آلبرت» (مگاوران) و «ريچارد» (استندر)، گنگسترهاي فراري، در جاده اي فرعي تمام مي شود. «ريچارد» خود را به عمارتي قديمي مي رساند تا به رئيس شان تلفن کند و آن جا «جرج» (پلزنس)، مالک ميان سال عمارت وهمسر بي حوصله اش «ترزا» (دورلئاک) را به اطاعت از خود وا مي دارد...
خبرنگاري به نام «فليکس» (لمون) پس از طلاق دادن همسر و ناکام ماندن در اقدام به خودکشي، به ديدن «اسکار» (ماتو)، دوست و هم کار ورزشي نويس خود مي رود. «اسکار» از «فليکس» دعوت مي کند تا نزد او بماند و با هم زندگي کنند...
« ماكس كيدى » ( ميچم )، بيمار روانى، پس از شش سال حبس به جرم هتك حرمت و ضرب و شتم، آزاد مىشود. او در فكر انتقام از « سام بودن » ( پك )، وكيل محترمى است كه در دادگاه عليه او شهادت داده بود...
«ژنه ويو» (دونوو) و «گي» (کاستل نوئوو) دل باخته ي يک ديگر هستند. «گي» به خدمت سربازي احضار مي شود و از شربورگ مي رود. «ژنه ويو» نيز که متوجه بارداري خود شده با تاجر الماسي به نام «رولان» (ميشل) ازدواج مي کند...