
«فرانک ت. هاپکينز» (مورتنسن)، افسر سواره نظام امريکا، در ملاقاتي در نيويورک، با «عزيز» (الکسي - مال) آشنا مي شود که يکي از دستياران «شيخ رياض» (شريف)، عربي ثروتمند است. «شيخ» صحبت قابليت هاي «هاپکينز» را شنيده و مايل است که او در «اقيانوس آتش» - مسابقه ي اسب دواني سالانه اي که شرکت کنندگانش مسافتي سه هزار مايلي را از عربستان تا عراق مي پيمايند - شرکت کند...

زانا بریسکی، عکاسی است که برای عکاسی از خانههای فحشا وارد محلهی ردلایت، در کلکته میشود. اما ساکنین آن تمایل ندارند کسی از آنان عکس بگیرید، چرا که این محلات پر از اعمال خلاف قانون هستند. زانا با کمک بچههای آنها بر این مشکل فائق میآید. او بچهها را در کلاسی بهمنظور آموزش عکاسی گرد میآورد و به هرکدام یک دوربین عکاسی میدهد. سپس از بچهها میخواهد که عکس بگیرند و دربارهی عکسهای خود یا دیگران اظهارنظر بکنند. به همین طریق صمیمیتی میان بریسکی و بچهها ایجاد میشود. بریسکی بلافاصله درگیر نگرانیهایی دربارهی زندگی آیندهی بچهها میشود که پیش از هر چیز تحتالشعاع تحصیل آنهاست. بریسکی تلاش میکند برای بچهها مدرسهای مناسب بیابد و عکسهای بچهها را برای کسب درآمد به نمایش بگذارد. در این مسیر با موانعی مواجه میشود…


سریال ماجرای واقعی یک زن که اولین و احتمالاً تنها زنی است که نامش در تاریخ بهعنوان پزشک خصوصی پادشاه ثبت شدهاست. ماجرا در زمان سلسله چوسان میگذرد زمانی که جامعه مشخصاً سیستم طبقاتی دارد و سنتهای مردسالارانه بر آن حکمفرماست. این دوره از تاریخ هر چند از نظر اقتصادی در وضعیت مساعدی به سر میبرد اما به دلیل درگیریهای داخلی بر سر قدرت میان خانواده سلطنتی و دولت از ثبات سیاسی برخوردار نیست. در میانه این کشمکش و هرج و مرج داستان زندگی دختری نقل میشود که نه از طریق داشتن ارتباط با سران قدرت بلکه از طریق بخشندگی و برخورداری از روحیه شکستناپذیر قصد دارد لقب یانگ گوم (یانگوم) بزرگ را از جانب شخص پادشاه دریافت کند.