
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است. داستان زندگی «جیم برادوک» که در دوران پریشانی نیویورک از روی ناچاری برای سروسامان دادن به زندگی خود و رسیدگی به خانواده خویش وارد صحنه بوکس شد. تلاش او بهعنوان مردی فقیر که از پایینترین لایه های اجتماع خود را به سطوح بالا صحنه بوکس رسانده، از او در بین مردم چهره ای محبوب میسازد و او به یک قهرمان ملی تبدیل میشود.

برای ۱۳ تابستان متوالی، تیموتی ترادول آمریکایی به کاتمائی در شبه جزیره آلاسکا نقل مکان کرد تا به بهانه مطالعه و محافظت از آنها در میان خرس های گریزلی زندگی کند. در سال ۲۰۰۳، وی و دوست دخترش امی هاگنارد به طرزی غیر منتظره توسط یک خرس مورد حمله قرار گرفته و خورده شدند. ورنر هرزوگ به نحوی به بیش از یکصد ساعت از فیلمهای گرفته شده توسط تیموتی دست یافت و آنها را در این مستند که نشان دهنده زندگی و مرگ تیموتی ترادول بود را منتشر کرد.

«کنی کارتر» (جکسن) اعضای تیم بسکت بال دبیرستان ریچموند کالیفرنیا را طوری رهبری می کند که قهرمانی ایالتی در دو قدمی شان قرار می گیرد. اما هنگامی که «کارتر» متوجه می شود نمرات درسی بچه ها پایین است، تصمیم می گیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض آنان را تا نمرات شان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد و …