
سال ۱۷۱۳، جان گراهام (هرت) فرماندار کل اسکاتلند است و فرمانده ای به نام آرچیبالد کانینگام (رات) دارد که مردی حیله گر، زن باره و شمشیر زنی ماهر است. با قتل و غارت و ظلم و ستمی که کانینگام به راه اندخته، سرانجام راب روی (نیسن)، رهبر کوهپایه نشینان، جلوی او می ایستد و …

̎توماس جفرسن̎ (نولتی) نویسندهٔ اعلامیهٔ حقوق بشر، سومین رئیس جمهور ایالات متحد، نخستین وزیر امور خارجهٔ امریکا در زمان ریاست جمهوری ̎جرج واشینگتن̎ در سال ۱۷۸۴، به عنوان نخستین سفیر ایالات متحد در فرانسه، همراه با دو بردهٔ سیاهپوست و دختر بزرگش ـ ̎پتسی̎ (پالترو) ـ به پاریس رفت و در دربار ̎لوئی شانزدهم̎ پذیرفته شد. در نخستین برخوردها، میان او و نقاش مشهور انگلیسی ساکن دربار فرانسه، ̎ریچارد کاسوی̎ (کالو) رقابت و جدل درونی به وجود میآید اما ̎جفرسن̎ شیفتهٔ همسر او، ̎ماریا ̎ (اسکاکی) میشود که زنی اهل موسیقی نوازندهٔ ارگ و پیانو و آوازهخوانی تراز اول است...

سال ۱۸۲۷. پس از دفن جسد «لودويگ و ان بتهوون» (اولد من)، «آنتون شيندلر» (کرابه)، دوست و ناشر آثارش نامه اي در کشوي ميز تحريرش پيدا مي کند که در آن، همه ي دارايي معنوي و آثارش را به زني مجهول که او را محبوبه ي ابدي اش خوانده، تقديم کرده است. «شيندلر»، تنها از سر کنجکاوي براي کشف اين تنها نکته ي مجهول زندگي «بتهوون»، جست و جوي خود را آغاز مي کند.

«ماريو» (ترويزي)، پستچي ساده و کم بضاعتي در يک جزيره ي مديترانه اي است که زندگي اش به واسطه ي آشنايي با «پابلو نرودا» (نوآره)، شاعر شيليايي تبعيدي دگرگون مي شود. پس از رفتن «نرودا» از محل، «ماريو» که ذوق شعري در خود کشف کرده و چشمش بر زيبايي هاي شاعرانه ي محيط و مردمان پيرامونش باز شده، وارد فعاليت هاي سياسي مي شود...

هالیوود، سال ۱۹۵۱. «ادوارد د. وود جونیر» (دپ)، کارگردان فیلم های کم هزینه سعی می کند به هر طریقی فیلمی با شرکت دوستش، «دولورس فولر» (پارکر) بسازد. «وود» با «بلالوگوسی» (لندو)، بازیگر قدیمی فیلم های ترسناک که اینک به مرفین معتاد شده، ملاقات می کند و درصدد ساختن فیلمی با شرکت «لوگوسی»، «دولورس فولر» (پارکر) و یک کشتی گیر سوئدی سنگین وزن به نام «تور جانسون» (استیل) برمی آید.