
در سال ۱۵۷۵ میلادی، در یکی از روستاهای کوچک انگلستان، ویلیام مردی مصمم است تا بیگناهی همسرش، توایلا را ثابت کند. توایلا به دروغ متهم به جادوگری شده و اگر گناهکار شناخته شود، مجازات مرگ در انتظارش خواهد بود. ویلیام برای نجات جان همسرش، راهی سفری خطرناک میشود تا جادوگر واقعی را پیدا کند.

در سال ۱۹۹۳ میلادی، در کشور بوسنی و هرزگوین، قطاری مسافربری در جریان عملیات پاکسازی قومی توسط نیروهای شبهنظامی متوقف شد. در این میان که نیروهای شبهنظامی بیرحمانه اقدام به خارج کردن غیرنظامیان بیگناه از قطار میکردند، تنها یک مرد از میان پانصد مسافر شجاعت به خرج داد و در برابر آنها ایستادگی نمود.