
داستان این فیلم دربارهی یک خوانندهی ناموفق میباشد که از زندگی ناامیدکنندهاش خسته شده است. او یک روز وقتی از خواب بیدار میشود ، ناگهان همه چیز برایش تغییر میکند. در دنیای موازی که حالا در آن است ، گروه بیلتز هرگز وجود نداشته و او تنها شخصی است که آهنگهای این گروه یا به یاد دارد. پس تصمیم میگیرد از این فرصت نهایت استفاده را ببرد و خودش را مشهور کند. اما…


میوکی شیروگانه که به خاطر این که بالاترین نمرات کشور رو داشته یه نابغه به حساب میاد، رئیس شورای دانش آموزی آکادمی شوچین میشه و در کنار معاون زیبا و ثروتمند، کاگویا شینومیا کار میکنه. دانش آموزای اطرافشون بهشون میگن که در کنار همدیگه به یه زوج رومانتیک خیلی خوب تبدیل میشن. با این حال، حقیقت اینه که بعد از این که مدت زیادی رو با هم گذروندن، واقعا به هم احساساتی پیدا کردن: ولی هیچکدومشون حاضر نمیشه اعتراف کنه. ولی چون پای غرورشون وسطه جفتشون هدفشون اینه که از زبون همدیگه احساساتشون رو بیرون بکشن. حالا مبارزه عاشقانه ـشون شروع میشه!