

جانوران بزرگ زمین را خلق کردند، اما انسان ها آن را دزدیدند. جانوران با عصبانیت شروع به خوردن انسان کردند که به نوبه خود از خدایان خواستند تا با جانوران مبارزه کنند. در عصر شمشیر، قهرمانان و اساطیر، جانوران غول پیکر برای سود توسط انسان ها شکار می شوند. جیرو که جانوران شکار خود را می سازد، با کومی که توسط شخصی تعقیب می شود روبرو می شود و در آن لحظه تصمیم می گیرد او را نجات دهد. با گسترش شایعات در مورد انسانیت و یک آزمایش مرموز، آنها با هم به دنبال کشف اسرار جهان هستند.


موجودی اسرارآمیز و نامیرا که هیچ احساس و هویتی ندارد، به زمین فرستاده شده. با اینحال، این موجود میتواند شکل چیزهایی را که انگیزه زیادی دارند به خود بگیرد. درابتدا یک گوی است و بعد از آن یک سنگ. همینطور که دما کم میشود و برف برروی خزه مینشیند، شکل خزه را به ارث میبرد. وقتی گرگی تنها و زخمیشده بهسختی درحال راه رفتن است و درنهایت درانتظار مرگ خود به زمین میافتد، شکل آن حیوان را بهخود میگیرد. و بالاخره این موجود هوشیار شده و شروع به سفر در توندرا کرده تا زمانی که یک پسر را ملاقات میکند. این پسر بهتنهایی در شهری خالی از سکنه زندگی میکند که مدتی قبل، بزرگسالان آن شهر را برای پیداکردن بهشتی که گفته شده فراتر از دریای بیکرانِ توندرای سفید وجوددارد، ترک کردهاند. به هرحال، کار آنها برای هیچ و پوچ بوده و اکنون این پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد. با گرفتن شکل این پسر، ماجراجویی بیپایانی را بهدنبال تجربهها، مکانها و افراد جدید شروع میکند.


دانشآموز دبیرستانی «هایاسه ناگاتورو» عاشق اینه که وقتهای بیکاری سر به سر سنپایش بذاره! بعد از اینکه ناگاتورو و دوستاش به طور تصادفی نقاشی یه هنرمند مشتاق رو پیدا میکنن، اونا از بیرحمانه سربهسر گذاشتن سنپای خجالتیشون لذت میبرن. و اون با سماجت خاصی تصمیم میگیره این بازی ظالمانه رو ادامه بده و هر روز بهش سر میزد تا سنپای هر کاری که اون میخواد رو به سرعت انجام بده، که کاملا باعث اذیت شدن سنپای میشد. یه مقدار برنگیخته و تا حدودی ترسیده، سنپای دائما به زور وارد مسخره بازیهاش میشد همونطور که از سلایقش، عادتهاش و حتی شخصیتش بر علیه استفاده میشد و ...

ده سال است که جهان توسط دانشمند دیوانه دکتر هال و امپراتوری زیرزمینی اش در آستانه نابودی قرار گرفته است. کوجی کاباتو، ربات غول پیکر مازینگر Z و متحدانش در آزمایشگاه برق فوتون سعی در پایان دادن به جاه طلبی های دکتر هال و بازگرداندن صلح و آرامش به جهان را دارند. کوجی به پیروی از پدر و پدر بزرگش سال هاست دانش آموز آزمایشگاه فوتون است. پروفسور سایاکا یومی که بعد از نخست وزیر شدن پدر کوجی به عنوان جانشین او در آزمایشگاه فوتون در آمده است. برادر کوچکتر کوجی به نام شیرو به عنوان یکی از بهترین و با هوش ترین ربات گردانان آزمایشگاه فوتون می باشد. کوجی با جون هونو ازدواج کرده و او باردار است. کوجی در تحقیقات خود در می یابد که در اعماق خلیج فوجی شکل جدید زندگی از موجودات به لیسا به وجود آمده است که ساختاری بی نهایت دارد و این یک تهدید و یک چالش جدید برای بشیریت است که ممکن است پایان دوران زندگی انسان بر روی زمین شود. دکتر هیل سازنده ربات مازینگر در گذشته با کوجی در مورد یک سلاح بسیار ویژه به نام گِرگان صحبت کرده است و کوجی سعی در تکمیل آن سلاح دارد که دارای قدرتی بسیار خارق العاده است تا بتواند از آن برای استفاده در ربات مازینگر برای نابودی لیسا استفاده کند. پس تلاش های کوجی در آزمایشگاه فوتون آنها ربات خود را ارتقا می دهند آن را مازینگر Z می نامند. و هم اکنون دنیا برای رهایی از نابودی مجددا نیاز به کمک ربات محبوب خود مازینگر Z دارد …