
فیلم بر گرفته از یک رخداد واقعی است که در ایالت تگزاس آمریکا رخ داده. کاراگاهان پلیس به دنبال یافتن یک قاتل سریالی هستند که قربانیان خود را پس از کشتن تکه تکه می کند.قاتلی که بیش از چند ماه است در حال انجام جنایتهای خود است اما هیچ سر نخی از قتل هایش بر جای نمی گذارد. به همین منوال تعداد قربانیان هر روز افزایش می یابند و...

دایلان داگ ، مامور سابق پلیس است که اکنون به عنوان کاراگاه خصوصی مشغول به فعالیت است. کار او مبارزه با موجودات فراطبیعی است که برای افراد و مشتریان او ایجاد مزاحمت می کنند. موجوداتی مانند زامبی ها ، خون آشام ها ، مخلوقات عجیب و غریب و ارواح. او با پیراهنی قرمز ، ژاکتی سیاه ، چشمانی مشکی و با شلوار جین آبی ای که به تن دارد به دنبال هیولایی در شاخه ی فرعی رودخانه لوئیزیانا است و…


«ریک» یک افسر پلیس است که بعد از گلوله خوردن در حین ماموریت، چندین ماه در بیمارستان بیهوش بوده است. وقتی که او بیدار می شود، می فهمد که دنیای اطرافش توسط زامبی ها (مرده های متحرک) تسخیر شده است، و به نظر میرسد که او تنها شخص زنده است. او برای پیدا کردن خانواده اش به شهر آتلانتا می رود، و در آنجا به گروهی از بازمانده ها بر می خورد که در خارج از شهر ساکن شده اند. همسرش «لوری» و پسرش «کارل» و همینطور بهترین دوستش، «شین» در میان بازمانده ها هستند. اکنون او بهمراه دیگر بازمانده ها باید در دنیایی که پر از مرده های متحرک است، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند...

«استیو راسل» ( جیم کری ) با همسرش «دبی» ( لسلی مان ) زندگی شادی را دارد تا اینکه متوجه میشود که همجنسگرا است و این قضیه باعث عوض شدن رفتار و زندگیش میشود. طولی نمی کشد که او به زندان افتاده و در آنجا با «فیلیپ موریس» ( اوان مک گرگور ) آشنا میشود. استیو که عاشق فلیپ شده قصد دارد با او از زندان فرار کند...