

داستان اين سريال بر اساس جنگي است كه آمريكا در عراق آغاز كرده . صحنه هاي مبارزه بين اين دو كشور و سربازانشان صحنه هاي زيبايي را خلق مي كند . حس همدردي ، نجات هموطنان و گناه بخاطر كشتن انسان ها در سربازان آمريكايي كه خانه و زندگي خود را رها كرده و به عراق آمده اند از جلوه هاي زيباي اين سريال است...

۲۴ سپتامبر ۱۹۱۴ ارتشهای آلمان بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند. شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند. در ارتش آلمان یکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نیز دارد شروع به خواندن ترانه کریسمس مبارک میکند. صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های دیگر میشنوند و با پرچمهای سفید به نشانه صلح از خاکریز بالا می آیند و بسوی ارتش آلمان میروند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام میخورند و کریسمس را جشن میگیرند ولی هر ۳ فرمانده توافق میکنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنگ را از سر بگیرند...

«مت» (الیجا وود) که به تازگی بخاطر پیدا شدن کوکائین در وسایلش، از دانشگاه هاروارد اخراج شده، به لندن می رود تا با خواهرش و شوهر خواهرش «استیو» زندگی کند. مت با برادر کوچکتر استیو، یعنی «پیت» آشنا می شود. بعد از رفت و آمدهایی با پیت، مت می فهمد که پیت و دوستانش اوباش فوتبالی هستند...