
لوسی وارد یک برنامه تلویزیونی جدید می شود ، جایی که شرکت کنندگان هیجان زده با تکمیل چالش ها می توانند برای جوایز نقدی رقابت می کنند. آنچه به عنوان یک تجربه سرگرم کننده و معاشقه آغاز می شود، به زودی فراتر می رود ، زیرا درخواست های بیننده ای منحرف تر و خطرناک تر می شود....

جیک سالی سرباز فلج نیروی دریایی به ماموریتی در پاندورا، قمر یکی از سیارات دوردست میرود. او در میابد که که انسانها قصد دارند موجودات شبه انسان پاندورا بنام «ناوی» را نابود کنند تا منابع با ارزش آنها که در جنگلهایشان نهفته است، را بدست آورند. جیک با یک هویت «آواتار» به داخل مردم ناوی نفوذ می کند، و از طرفی هم به سرهنگ کوارتیچ قول می دهد با ارتش همکاری کند...

این فیلم بر اساس انیمیشنی کلاسیک به همین نام و با اقتباسی آزاد از داستانهای هزار و یک شب ساخته شده است. علاءالدین ، ماجراهای پسری فقیر و سرگردان را روایت میکند که در خیابانهای شهر آگرابا از مغازهها دزدی میکند. اما پس از اینکه او به طور اتفاقی یک چراغ جادوی اسرارآمیر را پیدا میکند ، زندگیش دگرگون میگردد و…

شخصیت اصلی داستان، پزشک خوشگذرانی به اسم توماس (با بازی دانیل دی لوییس) است. توماس علاقه زیادی به جنس مخالف دارد و می توان او را به نوعی هوسباز دانست. شخصیت دیگری که با او آشنا می شویم معشوقه توماس نقاشی به نام سابینا است(با بازی لنا اولین) که به نوعی روشنفکر هم هست. توماس به طور تصادفی در شهری کوچک با ترزا (ژولیت بینوش) آشنا می شود و بعد از مدتی زندگی با هم، ازدواج می کنند. باقی داستان به بازگویی زندگی این زوج می پردازد که مجبورند پس از اشغال چک اسلواکی به سوییس پناه ببرند و بعد از مدتی هم بخاطر ناهمگونی های فرهنگی، به کشور اشغال شده شان باز گردند. شخصیت کمرنگ تری هم در فیلم هست: استاد دانشگاهی که عاشق سابینا ست.

در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ (همان روز که دیوار برلین سقوط می کند)، نیکو یک پسر ۱۲ ساله است که علاقه مند به فیلم برداری است، و به همراه مادرش زندگی میکند. یک شب، زمانی که یک طوفان ۷۲ ساعته شروع می شود، نیکو یک صحنه خشونت آمیز از طریق پنجره در خانه همسایه اش، آنگلو پریتو را تماشا می کند و...